ارتباط و پیوند میان مدیریت دانش و سرمايه فكري

مدیریت سرمايه فكري و مدیریت دانش دارای اهداف متفاوتی هستند هرچند که دارای شباهتهایی نیز هستند ولی با یکدیگر فرق می‌کنند اما باید این نکته را افزود که این دومکمل یکدیگر هستند. براساس حیطه‌هایشان، هم  مدیریت دانش و هم مدیریت سرمايه فكري ، جنبه‌های مختلفی از فعالیتهای سازمانی را دربرمی‌گیرند و هم دو وسیع و شامل طیف وسیعی از فعالیتهای فکری در درون یک سازمان ؛از خلق دانش گرفته تا استفاده از دانش، هستند ولی مدیریت سرمايه فكري در سطوح مدیریت عالی و استراتژیک یک سازمان در نظرگرفته می‌شود و مدیریت سرمايه فكري بیشتر بر روی خلق و استخراج ارزش تأکید دارد هدف مدیریت سرمايه فكري ، خلق و استفاده از سرمايه فكري و داراییها فکری برای بهبود تواناییها و قابلیتهای خلق ارزش یک شرکت در یک چشم‌انداز استراتژیک است ولی مدیریت دانش عمدتاً بر روی پیاده‌سازی عملیاتی وتاکتیکی فعالیتهای مرتبط با دانش در درون سازمان تأکید دارد و بیشتر درگیر جزئیات فعالیتهای مرتبط با دانش، برای تسهیل خلق، جمع‌آوری و انتقال و استفاده از دانش است. و نهایتاً هدف آن، تعقیب و پیگیری یک سازمان هوشمند؛ از طریق خلق و ماکزیم کردن سرمايه فكري است. نکته مهم این است که این دو مفهوم اجزای سازنده یا بلوکهای ساختاری لازم برای مدیریت سازمان در هزاره جدید هستند و می‌بایستی برای حداکثر اثربخشی  و به منظور تحقق اهداف ، با یکدیگر ادغام و یکپارچه شوند(Wiig, 1997).

اما سؤالی که اینجا مطرح می‌شود این است که چگونه سرمايه فكري را از طریق مدیریت دانش خلق و حداکثر سازیم؟

جواب داده شده به این سؤال این است که می‌بایستی فرآیندهای مدیریت دانش با سرمايه فكري هماهنگ باشد شکل زیر نحوه ارتباط سرمايه فكري واهداف استراتژیک و همچنین نحوه ارتباط سرمايه فكري  و مدیریت دانش را نشان می‌دهد.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسي روابط متقابل ميان اجزاي سرمايه هاي فکری(سرمايه انساني، سرمايه ساختاري،سرمايه مشتري) واثرات اين سرمايه ها فکری بر عملكرد سازماني شعب بانک ملت استان تهران