نکته مهم این است که ما به ساختار خانواده چگونه می توانیم بنگریم؟ در جوامع بشری خانواده مقدس است و کارکرد آن در جامعه ضروری است بطوری که قوانینی برای آن تدوین شده است. البته در فرهنگ های مختلف این قوانین متفاوت است. قانونگذار ما در جامعه ایران برای خانواده محدودیت هایی قائل شده است. درباره ضرورت ازدواج فرزندخوانده با پدر یا مادر خوانده باید دید که این ازدواج چه ضرورتی در خانواده دارد و بر فرض که  اثبات ضرورت، آیا قرار است قالب‌ های خانواده را به هم بریزیم؟

در این باره حقوقدانان، جامعه شناسان،روانشناسان و کارشناسان مذهبی باید بحث کرده و نظرات خود را اظهار کنند. زیرا این قانون ساختار خانواده را زیر سوال می برد. همچنین اگر نظر قانونگذار این است که با تصویب چنین قانونی ساختار نهاد خانواده را متحول کند باید هنگام تصویب ، صریحا آن را اعلام کند. کسانی که مدافع این قانون و ازدواج بین این دو فرد هستند، باید پاسخگوی این سوال باشند که آیا این قانون با ساختارهای جامعه ایران هماهنگی دارد؟ آیا مشکلاتی جدید برای خانواده های فرزند پذیر نمی‌شود؟

حالااگر فرض کنیم در اثر این قانون، ساختار خانواده تا حدی هم تغییر کند، این تغییرات مشکلات روانی به همراه خود خواهد داشت. اگرفرزندخوانده “هووی بالقوه”  مادرخوانده باشد، مشکلاتی اساسی بین آن مادر و دختر بوجود می‌آید. علاوه بر این آزادی و حق تعیین سرنوشت او را نادیده گرفته ‌ایم تا خواسته ‌خودمان برآورده شود. اگرمن فردا بتوانم با پسرخودم ازدواج کنم، او را اساساً به گونه‌ای تربیت می‌کنم که فردا روز شوهرخوبی براساس علایقم برای من باشد. پدرخوانده یا مادر خوانده نمی‌تواند با این احتمال که پس‌ فردا ممکن است با این کودک ازدواج کند، او را به خواسته نظر خود تربیت کند. این مخالف اصول فرزندپروری است.[1]

در حال حاضر در کشورهای اروپایی، خانواده ‌های تک‌ جنسیتی مواجه هستیم. مثلاً دو مرد یا دو زن با هم زندگی می‌کنند و یک کودک را به فرزندی قبول می‌کنند. این قبیل خانواده ها درفرهنگ ایران پذیرفته نشده است و با باب شدن این قانون ممکن است فرزند خوانده از سوی والدین همجنسش مورد تعرض قرار گیرد.

ما هنوز نتوانسته‌ایم ساختار فعلی خانواده را به خوبی مدیریت کنیم  و خانواده های فعلی دارای مشکلات بسیاری است که روز به روز در حال افزایش طلاق هستیم ،حال با تصویب چنین قانونی فرم های جدیدی از خانواده را ایجاد می کنیم که باعث هرج و مرج و بی بند و باری در جامعه می شویم. بنابراین بهم ریختن ساختار خانواده موجب پیدایش انواع جدیدی از خانواده ها می شود که پذیرش آنها برای ما بسیار دردناک است.

ما باید نهاد های اخلاقی را در خودمان و جامعه تقویت کنیم تا محیط سالمی داشته باشیم. مثلا اگر پدر خوانده 45 ساله با فرزند خوانده 14 ساله با تجویز دادگاه ازدواج کنند چنین مسائلی جامعه را به شدت مورد تنش قرار می دهد. ممكن است افراد از اين مناسبات‌شان سوءاستفاده كرده و بعدها با همان دخترخوانده خود ازدواج كنند، بنابراين بايد موضوعاتي را كه اسباب از بين بردن استحكام خانواده را ايجاد مي‌كند حذف كرد.
ممكن است افراد از اين مناسبات‌شان سوءاستفاده كرده و بعدها با همان دخترخوانده خود ازدواج كنند، بنابراين بايد موضوعاتي را كه اسباب از بين بردن استحكام خانواده را ايجاد مي‌كند حذف كرد.

گفتار پنجم : انتقاد از مصوبه

امکان ازدواج سرپرست با فرزند خوانده از طریق تبصره ماده 26 لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست تا حدی بسیار بالایی واکنش حقوقدانان و دکترین، روانشناسان و اکثر مردم جامعه را بر انگیخت که این مصوبه را مجوز قانونی برای تجاوز به کودکان و حقوق آن ها خوانده اند. این تجاوز بطور آشکار به حقوق کودکان در جامعه ای است که کودکان در بی حقوقی کامل به سر می برند. تجاوزی که نه تنها با مجازات رو به رو نمی شود بلکه از مشروعیت قانونی و شرعی نیز برخوردار است و از نیز دفاع می شود.

حال نظرات برخی منتقدین را مد نظر می داریم :

معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده از منتقدان این تبصره است بیان می دارد:

اگر قانونگذاران محترم به مصلحت کودک می‌اندیشند باید در خصوص اعطای مجوز ازدواج فرزندخوانده با سرپرست از سوی دادگاه تجدیدنظر کنند تا هرگونه نگاه غیر عاطفی از بنیان مقدس خانواده دور شود.

در تمام دنیا فرایند تحولات به سمتی است که حقوق کودکان هر چه بیشتر مورد توجه قرار گیرد و به ‌ویژه قانون مجازات ‌ها علیه سوء ‌استفاده جنسی بزرگسالان و حتی والدین از کودکان را تشدید کرده است.[2]

بسیاری از خانواده ‌ها به فرزندخوانده نیاز دارند و بسیاری فرزندان نیازمند حمایت هستند؛ لذ ابه نظر می رسد این تبصره ازدواج با فرزندخوانده نه عقلی است نه عرفی نه اخلاقی و به تبع آن شرع هم اصولا ًنباید آن را بپذیرد. لذا فقهاحداقل  باید از باب مصالح اجتماعی راه ‌حلی پیدا کنند و حکم ثانویه بدهند، چون این تبصره نه به مصلحت کودکان است نه خانواده‌ها. [3]

به نظر یکی از حقوقدانان[4] قانون اخیر التصویب حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست با الحاق تبصره ‌ای به ماده 26 خود برای نخستین بار امکان شکل گیری روابط زناشویی میان پدر و فرزندخوانده را (مشروط به مصلحت…) به رغم مغایرت با عرف ریشه ‌دار جامعه وارد ادبیات حقوقی و فرهنگی جامعه کرد.

[1]به نقل از دکتر امیری،نسرین،روانپزشک متخصص کودک www.asriran.com

[2]درویش پور،مهرداد،جامعه شناس؛مقیم سوئد،رادیو دویچه وله آلمانwww.dw.de/p/19pi9

[3]دکترکاظمی؛سید علی،قاضی دادگستری و رئیس اداره فنی قوه قضاییه و ابسته به معاونت حقوقی http://mehrkhane.com/fa/news/8423

[4]قاسم پور، مرضیهhttp://www.takapou.blogfa.com

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

پایان نامه ازدواج سرپرست و فرزند خوانده