انواع جرم شناسی فمینیسم

جرم شناسی فمینیستی یک مکتب تئوریک نیست. به خاطر اینکه مجموعه ای از گرایشات و عقاید مختلف و متنوع در آن یافت می شود. فراموش شدن زنان در طول تاریخ باعث شده است پس از شکل گیری جنبش های طرفدار حقوق آنها تمام خواسته های تاریخی خود را در این جنبش جستجو کنند. شاید سالیان در ازای طول بکشد تا درستی این نظریات اثباتی رد شود. با این حال از بین این گرایشات در عرصه جرم شناسی ضخیم برخی گرایشات دارای چارچوبی مشخص و نیز به دنبال اهداف معین در این عرصه هستند.

1-فمینیسم لیبرال: از نظر آن ها مهم ترین عنصر در جامعه خود می باشد و رعایت حقوق او نیز مهمترین عنصر اصل اجتماع است. به خاطر تسلط مردان در تمام عرصه ها شاهد نوعی نژادپرستی در عرصه جنسیت هستیم. به همین دلیل مبارزه با جنس گرایی، همچنین برخورداری زنان از حقوق برابر و افزایش فرصتهای زنان در جامعه از مهم ترین خواسته آنهاست.

2-فمینیسم مارکسیستی: آنها به حقوق سنتی زنان توجه نمی کنند. بلکه بیشتر توجهشان روی موقعیت اجتماعی زنان بود. آنها سعی می کردند این جایگاه را براساس مضمون کار با دستمزد و کار بدون دستمزد ارزیابی کنند. از نظر آنان کار خانگی که زنان عمدتاً مشغول آن هستند کاری است بی مزد و گونه ای از استثمار و بهره کشی مردانه است. در جامعه اگر زنان دارای شغل هستند بیشتر به مشاغل با دستمزد پایین مشغولند. مردان چون ابزار تولید را در اختیار دارند و در نتیجه در روند تقسیم کار خواسته های خود را به زنان تسهیل می کنند. آن ها فرودست بودن زنان را به خاطر عدم ان ها به ابزار تولید می دانند. این گرایش رفتار بزهکارانه را به تضاد میان در جنس مربوط می داند که در اثر نابرابری اقتصادی پدید آمده است[1].

3-فمینیسم رادیکال: به نظر آنان نفوذ روابط مرد سالارانه در تمام ابعاد زندگی مردان که از آن به عنوان رنجهایی که زنان متحمل می شوند یاد می کنند، باعث شده است که زنان زیر ستم جنس مردان درآمده طبقه ای سرکوب شده لقب گیرند.

4-فمینسیم سوسیالیستی: این جریان تاثر از گرایش رادیکال بوده و سعی می کرد ایرادات و انتقادات وارد برآن را مطرح سازد از نظر آنها زنان هم در قلمرو خصوصی و هم در محیط اجتماعی مورد استثمار و بهره کشی مردان بوده اند. از نظر آنها فرآیندی که جوامع غربی طی کرده است. ماحصلش تبدیل شدن زن به متاعی بوده است که تنها برای داد وستد بکار می رود. این رویکرد بر اجتماعی شدن زنان و مشارکت آنها در جامعه و نهادهای تاثیر گذار آن تاکید داشتند. از نظر آنها زنان در حوزه زندگی خصوصی و عمومی مورد بهره کشی مردان بوده اند. در عصر حاضر و در جوامع سرمایه داری هم بهره برداری از جسم زنان امری رایج شده است. از نظر آنها باید با ایجاد تغییرات بنیادی به نحوی که بتواند کنترل جسم و کارکردهای تولید گرایانه خود را حفظ کند این مساله مقابله کرد.

5-فمینسیم فرهنگی: توجه عمده این گرایش به شکل گیری نوعی فرهنگ زمانه در جامعه است. آنها با تاکید و پاسداشت ویژگیهای زیستی و روانی خاص زنان و نکوهش ویژگیهای زیستی و روانی خاص زنان و نکوهش ویژگیهای مردانه به دنبال نوعی گفتمان جنسیتی با تاکید بر مسائل مختص به جنس زنان هستند.

[1]– همان ص 100

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

ارتباط بزه دیدگی با بزهکاری زنان