عوامل و زمينه هاي تجمل گرايي

تمايلاتى كه انسان در اين جهان مادى اظهار مى كند، در بعضى موارد تمايلاتى بدلى است كه با انحراف از راه مستقيم فطرت در او خودنمايى مى كند. يعنى هنگامى كه خواسته هاى فطرى او به صورت طبيعى ارضا نمى شود، ميلش به راههاى بدلى تعلق خواهد گرفت. بر اين اساس، همان طور كه آراستگي حلال و شايسته موجب استحكام و ايجاد نشاط و سلامت در ارتباط‌ها مي‌شود، آراستگي ناشايست و حرام، با اين امور منافات دارد و موجب مفسده براي فرد و جامعه مي‌شود.  بعضى افراد به خاطر اهداف و اغراض ناصحيح پا را از نياز طبيعى فراتر برده و علاوه بر فراموش كردن هدف زندگى, خود را گرفتار بيمارى تجمل پرستى مى كنند. عوامل متفاوتي در پيدايش تجمل گرايي ، نقش دارد که سبب مي شوند شخص آگاهانه يا ناخودآگاه ، رفتار خود را تغيير دهد و از تجمل گرايي سردرآورد . گفتني است که اين عوامل، علت تامه صدور فعلي از انسان انتخاب گر و مختار به شمار نمي آيند، بلکه زمينه ساز آن هستند. با توجه به اين نکته ها ، به برخي از عوامل تجمل گرايي خواهيم پرداخت.

4-1 جهل و ناداني

جهل و ناآگاهي عامل بسياري از انحرافات اخلاقي و رفتاري و از جمله تجمل گرايي است . ناداني از مهمترين عوامل افراط و تفريط در کارها است . تأثير ناداني بر رفتار انسان چنان عميق است که گويا انسان جاهل هيچ توان بر حفظ صراط مستقيم و اعتدال الهي ندارد . از اين رو ،امير مؤمنان(ع) سرچشمه زياده روي ها و کوتاهي ها را –به طور عموم- جهل آدمي مي داند :« لَا يُرَي الْجَاهِلُ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً [1]: نادان ديده نشود جز آن که در کارها ، زياده روي يا کوتاهي کند. »

نادان چون راه ميانه را که يک راه است نمي شناسد و راه انحراف به چپ و راست را که متعدد است، مي رود ؛ زيرا هواي نفس مسلط بر جاهل است و راههاي انحراف را در نظر او حق و خوب جلوه مي دهد .

فقدان آگاهي لازم نسبت به موضوع و معيارهاي تجمل گرايي سبب مي شود بسياري از افراد،ناخواسته به اين انحراف گرفتار آيند. همچنين بي اطلاعي از حکم و نيز ناآگاهي از پي آمدهاي فردي و اجتماعي و عواقب اخروي آن، باعث مي شود عده اي اين مسأله را بي اهميت پنداشته، انگيزه اي براي اجتناب از آن نداشته باشند.

4-2 هواپرستي

بي شك در وجود انسان، غرائز و اميال گوناگوني است كه همه آنها براي ادامه حيات او ضرورت دارد: خشم و غضب، علاقه به خويشتن، علاقه به مال و زندگي مادي و امثال اينها، و بدون ترديد دستگاه آفرينش همه اينها را براي همان هدف تكاملي آفريده است.

اما مهم اين است كه گاه اينها از حد تجاوز مي‏كنند و پا را از گليمشان فراتر مي‏نهند و از صورت يك ابزار مطيع در دست عقل در مي‏آيند و بناي طغيان و ياغي‏گري مي‏گذارند، عقل را زنداني كرده و بر كل وجود انسان حاكم مي‏شوند و زمام اختيار او را در دست مي‏گيرند.

اين همان چيزي است كه از آن به« هوا پرستي» تعبير مي‏كنند كه از تمام انواع بت پرستي خطرناكتر است، بلكه بت پرستي نيز از آن ريشه مي‏گيرد.

بي جهت نيست كه پيامبر گرامي اسلام (ص) بت« هوي» را برترين و بدترين بتها شمرده است؛ در آنجا كه مي‏فرمايد: «ما تحت ظل السماء من اله يعبد من دون اللَّه اعظم عند اللَّه من هوي متبع[2] ؛ در زير آسمان هيچ بتي بزرگتر در نزد خدا از هوي و هوسي كه از آن پيروي كنند وجود ندارد».

متابعت هواي نفس از عوامل بزرگ افراط و تفريط در رفتار و کردار انسان است،بنابر آن چه از آيات و روايات استفاده مي شود ، پيروي هواي نفس انسان را از راه حق و معتدل باز مي دراد و به راههاي انحراف و افراط و تفريط مي کشاند ، کسي که تابع خواهش هاي نفس خويش است، در انجام عبادات و تکاليف الهي که خلاف ميل و رغبت انسان است ،تفريط و سستي نشان مي دهد و در استفاده از لذات دنيوي که مطابق خواسته نفس است ، افراط و زياده روي خواهد کرد . خداوند متعال در پي هشدار از گمراه نمودن هواي نفس به داود (ع) مي فرمايد: « يَادَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً في الْأَرْضِ فَاحْكُم بَينْ‏َ النَّاسِ بِالحَْقّ‏ِ وَ لَا تَتَّبِعِ الْهَوَي‏ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ  إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ  بِمَا نَسُواْ يَوْمَ الحِْسَاب[3]؛ اي داوود! ما تو را خليفه و (نماينده خود) در زمين قرار داديم پس در ميان مردم بحق داوري كن، و از هواي نفس پيروي مكن كه تو را از راه خدا منحرف سازد كساني كه از راه خدا گمراه شوند، عذاب شديدي بخاطر فراموش كردن روز حساب دارند! »

خداوند متعال در قرآن کريم، هواي نفس انسان را عامل بسياري از گناهان و خطاها معرفي مي کند که در اصطلاح به آن نفس اماره مي گويند. « مراد از نفس اماره همان بعد حيواني انسان است که به آن تمايلات و غرايز هم گفته مي شود و عرفا آن را بعد حيواني و ناسوتي مي نامند. اين بعد حيواني هماره با جنبه معنوي روح در مبارزه است که از نظر اسلام جهاد اکبر ناميده مي شود.» [4]به فرموده پيامبراکرم(ص)، نفس اماره ، دشمن سرسخت درون ماست: « أَعْدَي عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ [5]؛ بالاترين دشمن ،نفس اماره است.»

[1] محمد باقر مجلسي،پيشين، ج 1 ،ص 160

[2]ناصر مکارم شيرازي،پيشين،  ج‏15، ص: 104

[3]  ص/26

[4] حسين مظاهري،  جهاد با نفس، ج1، چاپ اول،بي جا ،1363،ص70

[5]  محمد باقر مجلسي،پيشين، ج 67 ،ص 64

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي