دیدگاه ها و نظریه های خود تنظیمی: 

دیدگاه های نظری برجسته در زمینه خودتنظیمی یادگیری، فراوان است، این نظریه ها اکثرا از 1980، در تلاش برای توصیف آنچه  یادگیرنده موفق انجام میدهد پدید آمدند.(بندورا،1986،بوکارتس[1]،پینتریچ، زیدنر[2]،2000؛ زیمرمن،2000).این دیدگاهها، ساختارها ومکانیسم های متفاوتی را پیشنهاد می کنند. به عبارت دیگر این نظریات از نظر ابعادی که مورد تأکید قرار می دهند و راهبردها و فرایند هایی که برای  ارتقا موفقیت یادگیرنده مورد تاکید قرار می دهندمتفاوتند .(لوین[3] ،2004).اکثر این  نظریه ها چهار فرض عمومی مشترک درباره یادگیری دارند.اول اینکه یادگیرندگان در یادگیری خودشان فعالانه شرکت می کنند.دوم اینکه یادگیرندگان می توانند جنبه های از شناخت( از قبیل ،هدف گزینی ،به کارگیری و کنترل راهبردهای شناختی) انگیزش (از قبیل: باورهای خودکارآمدی، ارزش تکلیف، علایق) رفتار( از قبیل: کمک خواستن، نگهداری و نظارت بر تلاش وزمان مورد استفاده) و ویژگی های محیط یاگیری ( از قبیل:  ارزیابی و نظارت برتغییرشرایط تکلیف)، خود را نظارت، کنترل و تنظیم کنند. سوم اینکه یادگیرندگان معیارهایی  دارند که می توانند عمل خود را برای تعیین اینکه آیا فرایندهای خاصی باید ادامه یابند، یا اینکه بایددر آنها تغییراتی ایجاد شود ارزیابی کنند. چهارم اینکه ،خود تنظیمی شناخت، انگیزش و رفتار خود، رابطه بین شخص بافت و موقعیت را میانجی می کنند . لوین (2004).زیمرمن (1990)،این نظریه ها را در طبقات مختلفی از قبیل: کنش گر ، پدیدار شناسی شناختی، اجتماعی اراده گرایی مبتنی بر نظریه ویگوتسکی و ساختن گرایی شناختی توصیف کرده است.(به نقل از نیکدل ،1385).

دیدگاههای کنشگر درباره یادگیری خودتنظیم:

نظریه پردازان کنشگر  بیان می کنند که پاسخهای خود تنظیمی باید محرک تقویت کننده بیرونی متصل شوند. چرا که پاسخ های خود تنظیمی در واقع حلقه هایی هستند که برای بدست آوردن تقویت به یکدیگر متصل می شوند. بنابر این، اگر خود تقویتی به شکل زنگ تفریح ​​به یادگیرندگان در کسب موفقیت درآزمون کمک کند، زنگ تفریح ​​ادامه پیدا می کند واگر سبب بهبود عملکرد در آزمون  نشود  این خود تقویتی متوقف خواهد شد. تصمیم گیری برای  خودتنظیم به اندازه نسبی، پاداش های فردی فوری و تعویقی و فاصله زمانی بین آنها بستگی دارد (زیمرمن،2001).

دیدگاه پدیدارشناسانه درباره یادگیری خودتنظیم:

پدیدارشناسان، خود تنظیمی را در ابعادی از قبیل خود –ارزشی، برنامه ریزی و هدف گزینی تعریف می کنند .در رابطه با انگیزه خود تنظیمی آنها فرض می کنند که نقطه اوج انگیزه  خود تنظیمی ،در طول یادگیری افزایش دادن یا شکوفا  کردن خود پنداره  فرد است.پدیدار شناسان بر اهمیت درک خود ، ارزشمندی و هویت خود به عنوان فرایندهای کلیدی در عملکرد روان شناختی ترکیب کرده اند کامبز[4]،(1990) این دورا به عنوان ساختارهای سیستم خود ،که هر کدام یک شبکه گسترده تر از فرآیندهای خاص مانند ارزیابی، طرح ریزی ، تنظیم هدف، نظارت، پردازش،رمز گردانی، بازیابی و راهبردها  را تحت تاثیر قرار می دهند، طبقه بندی می کند( زیمرمن، 2001).

[1] .Boekaerts

[2] .Zeidner

[3] .Levin

[4] .Combz

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

اثربخشي آموزش گروهي مديريت زمان بر خود تنظيمي يادگيري دانش آموزان پيش دانشگاهي