یکی از اصول مهم در حضورذهن« رهاکردن»[1] است . ما به طور کلی به خیلی چیزها چسبیده ایم: به باورهایمان، رویدادهای خاص، زمانهای خاص، یک منظره، یک خواسته و زمانیکه یاد بگیریم این چیزها را رها کنیم ، نسبت به آنها آگاهی و پذیرش بیشتری کسب می کنیم و بدین ترتیب مشکلات و مسائل را با ذهنی شفاف تر و گشوده تر بررسی خواهیم کرد یکی دیگر از اصول حضور ذهن اعتماد کردن است. ماممکن است همیشه آنچه را رخ می دهد درک نکنیم ولی اگر یاد بگیریم به خودمان یا دیگران و به ویژه به قوانین هستی اعتماد کنیم،این کار قدرتی عمیق به ما می دهد که امنیت،تعادل و گشایش در کارها را به همراه دارد (همان منبع).

ذهن­آگاهی بر اساس آموزش، یکسري تکالیف به صورت هشیار و خود آگاه است. هر تمرین به طور هدفمند و آگاهانه می­تواند ظرفیت و توانایی نظام پردازش اطلاعات، را افزایش دهد. تمرینهاي ذهن­آگاهی می­تواند به عنوان یک نظام هشدار اولیه مانع شروع یک انفجار یا سیل قریب الوقوع شود. آموزش ذهن­آگاهی مستلزم یادگیري فراشناختی و راهبردهاي رفتاري جدید براي متمرکز شدن روي توجه، جلوگیري از نشخوارهاي فکري و گرایش به پاسخهاي نگران کننده است. همچنین باعث گسترش افکار جدید و کاهش هیجانات ناخوشایند می­شود (کاریقید، 2003).

بسیاري از شناخت درمانگران بر این باورند که واکنشهاي هیجانی و رفتاري به وسیله فرآیندهاي شناختی ایجاد می­شوند. از این رو افکار، باورها و سایر فرآیندهاي شناختی تعیین کننده اصلی خلق و هیجان می­باشند (سگال و همکاران، 2002). نقطه شروع حضورذهن تمرکز حواس، توجه و آگاهی لحظه به لحظه از تجربه فرد است (گرمر[2]، 2005 به نقل از الیزا[3]، 2011). به نظر می­رسد مکانیسم اصلی حضورذهن خود کنترلی توجه باشد چرا که متمرکز کردن مکرر توجه روی یک محرک خنثی مثل تنفس، یک محیط توجهی مناسب بوجود می­آورد (سمپل، رید و میلر،2005  به نقل از بیرامی و عبدی، 1388).

مدیتیشن نسبت به مداخلات روان شناختی دارای قدمت بیشتری است (والش[4]، 1984 به نقل از سعید نژاد، 1389). در (30 تا40 سال قبل) توجه پژوهشهای علمی را به خود جلب نموده است. هدف اصلی مدیتیشن ارتقاء و تعالی روح و رسیدن به عالی­ترین سطح آگاهی و هشیاری بوده، اما امروزه رسالت اصلی آن کمک به تسکین آشفتگی­ها و در نهایت بهبود زندگی است (مان[5]، 2001 به نقل از سعید نژاد، 1389). بنابراین افراد از هر فرهنگ و مذهبی می­توانند از مدیتیشن استفاده نمایند پژوهشگران درطی بیست سال اخیر تلاش کرده­اند اثرات مدیتیشن را در قالب ذهن­آگاهی، آرامش بخشی و نیز کاهش مقوله­های منفی روانی مثل خشم و ترس مورد ارزیابی قرار دهند (والش، 1984 به نقل از سعید نژاد، 1389).

مدیتیشن خود دارای شاخه­های بسیاری است که مهمترین یافته­های موجود از آن مبتنی بر آرامش بخشی است و هدف آن کاهش استرس به دلیل نادیده گرفتن هرگونه عامل آشفته ساز و افکار مداخله کننده است و پذیرش آن افکار از طریق مشاهده غیرقضاوتی است (کابات- زین، 1990). در این روش هدف فقط کاهش استرس نیست بلکه به زبان ساده تر ” حضور در لحظه[6] ” است. به این طریق می­توان به ذهن­آگاهی در قالب دو فرآیند حساس شدن[7] و حساس زدایی[8]  نگریست. در واقع ذهن­آگاهی به واسطه کاهش اجتناب در افراد نسبت به جنبه های آزاردهنده عاطفی منفی حساس­زدایی کرده و از طریق توجه به ارتباط بین حالات هیجانی و تجربه پاسخ های خودکار در افراد حساسیت زایی ایجاد می­کند. ماهیت حساسیت­زایی و حساسیت­زدایی ذهن­آگاهی انعطاف­پذیری ذهنی فرد را بالا می­برد و به افراد این امکان را می­دهد که پاسخهای هیجانی و رفتاری خویش را افزایش دهند، بنابراین مهارتهای مقابله­ای را ارتقاء بخشیده و به هیجانها و نگرشهای منفی “مجوز خروج[9] ” از ذهن می­دهد. در واقع تعداد بسیاری از پژوهشگران به این نتیجه رسیده­اند که ذهن­آگاهی در بوجود آمدن حس آرامش بخشی، امیدواری و بالا بردن قابلیتها در مواجهه با استرس، اعتماد به نفس و کنترل درونی بیشتر تأثیر گذار است (کابات- زین، 2003). افراد با استفاده از روشهای مدیتیشن مهارتهایی چون نظم بخشی هیجانی را می­پرورانند (لینهان[10]، 1993).

یکی از مهارتهای نظم بخشی هیجانی ارزیابی مجدد[11] است، که به وسیله آن، یک واقعه از نو شکل می­گیرد ولی این بار در قالبی مثبت تر وبار هیجانی کمتر. بی نظمی هیجانی[12] زمانی روی می­دهد که انسانها هیجانات خود را نمی­پذیرند و از هیجانات مرتبط با آن تجربه اجتناب می­کنند. با این وجود، در ارزیابی مجدد، هیجانات به سطح هشیاری کشانده شده و مورد واکاوی قرار می­گیرند، و ارتباط بین حالات درونی و محرکات بیرونی از نو بررسی می­شوند. طبق یافته­های گروس (2002)، در این روش نظم بخشی، در قیاس با سرکوبی هیجانی[13]، تجربه هیجانات منفی و نهایتاً رفتار منفی کاهش می­یابد، در حالی که تجربه هیجانات مثبت و رفتارهای اثربخش افزایش می­یابد. بنابراین، فرد با ارزیابی رویداد از لحاظ شناختی می­تواند تجربه هیجان را دگرگون کرده و غالباً عاطفه منفی را کاهش دهد. ذهن­آگاهی با افزایش سطح هشیاری و پذیرش غیر قضاوتی افکار و هیجانات مرتبط با آن، نظم بخش هیجانی را گسترش می­دهد. تجربه این واکنش­های هیجانی اطلاعاتی را در مورد پاسخ­های خودکار فیزیولوژی در اختیار فرد قرار می­دهد، که این اطلاعات، خود می­تواند راهنمای وی در برخورد با دیگران و ارائه پاسخ­های رفتاری مؤثر باشد (اورسیلو[14]، رومر[15]، لرنر[16] و تول[17]، 2004 به نقل از سعیدنژاد، 1389).

علاوه بر این، کابات – زین (1990) بیان می­دارد که از طریق مشاهده غیرقضاوتی افکار و تلقی آنها فقط در قالب فکر، نه فرض واقعی بودن آنها، می­توان نگرشها و هیجانات منفی درباره موقعیت­های مختلف را تغییر داد. به واسطه این نوع مشاهده غیر قضاوتی، فرد احساس می­کند که بر پاسخ­های هیجانی و رفتارهای خود کنترل بیشتری دارد و از این طریق احساس خود کارآمدی[18] وی افزایش می­یابد. این یافته­ها با پژوهشهای مرتبط با فرض واقعی بودن آنها، می­تواند نگرشها و هیجانات منفی درباره موقعیتهای مختلف را تغییر دهد. به واسطه این نوع مشاهده غیرقضاوتی، فرد احساس می­کند که بر پاسخهای هیجانی و رفتارهای خود کنترل بیشتری دارد و از این طریق احساس خود کارآمدی وی افزایش می­یابد. این یافته­ها با پژوهشهای مرتبط با مواجهه تدریجی با باورهای مربوط به توانایی کنترل موقعیت و مقابله مؤثرتر همخوانی دارد (بندورا[19]، 1997 مینکا[20]و توماس[21]، 1999 به نقل از سعید نژاد، 1389).

[1] – Letting go

 [2] -Gemer  

[3]– Aliza.

[4] – Walesh.

[5] – Maan.        

[6]–  Present moment.

[7]–  Sensit.

[8]–  Desensitizing

[9] – Letting go.

[10] – Linehan.

[11] – Reappraisal.

[12] – Dysregulation.   

[13] – Emotional suppression.

[14] – O rsillo.

[15] – Roemer.

[16]–  Lerner.

[17]–  Tull.

[18] – Sense of self – efficacy.

[19]–  Andura.

[20]–  Ineka.

[21]–  Thomas.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر اضطراب و افسردگی و کاهش سردرد تنشی زنان شهر کرمانشاه