تاثیر بحران مالی جهانی بر اقتصاد ایران

اقتصاد ایران همچون رایانه­ای است كه به شبكه جهانی اینترنت وصل نیست؛ هم از منافع گسترده و عظیم داشتن ارتباط اینترنتی بی بهره است و هم از ویروس­ها و بدآموزی­های آن در امان می­باشد، زیرا در حال حاضر در كمترین تعامل و ارتباط با جهان به سر می­برد. با این همه، بحران مالی گسترده­ای كه از آگوست 2007 بازارهای مالی جهان و اقتصاد بسیاری از كشورها را در معرض خطر جدی قرار داده و در سپتامبر 2008 تصویر كامل آن چهره نموده است و با ورشكستگی تدریجی بانكها و بنگاه های مالی خود را نمایان ساخته،سه اثر بزرگ غیرمستقیم­بر­اقتصادجمهوری­اسلامی­ایران­داشته­و­خواهدداشت: (بهکیش،1387)

1- بحران مالی و بویژه بحران كمبود نقدینگی، كم ارزش شدن صندوقهایی كه در كالاهای اساسی و از جمله نفت سرمایه گذاری می­كردند و كاهش رشد اقتصادی در عمده كشورهای پیشرفته و متعاقب آن كاهش مصرف، قیمت كالاهای اساسی و بویژه نفت را بشدت كاهش داده است. آثار كاهش قیمت بعضی از كالاهای اساسی از قبیل فولاد و مس، باعث پایین كشیده شدن شاخص بورس اوراق بهادار تهران شده، اما مهمتر از همه اینها برای اقتصاد ایران، كاهش قیمت نفت است. دولتی كه قیمتهای نفت 140 دلار را تجربه كرده است و در افق، قیمت­های 200 دلار را پیش بینی می كرد، حالا باید خرج و دخل خود را با نفت بشكه ای 65 تا 70 دلار (اگر قیمتها پایین تر نرود) منطبق كند و این برای دولتی كه به خرج كردن تمایل و عادت دارد،­امری­بسیار­دشوار­است. (بیگدلی،1387)

دولتی كه قدر نعمت نفت بالای 100 دلار را ندانست و عمده درآمد ارزی خود را به جای آنكه به تولید محصولات و خدمات اختصاص دهد، به تورم تبدیل كرد، اكنون باید نگران كاهش قیمت نفت باشد. البته كاهش قیمت نفت و كالاهای اساسی پایین تر بدین معنا هم هست كه قیمت وارداتی كشور می تواند كاهش یابد و جمهوری اسلامی در قبال از دست دادن بخشی از درآمد نفتی خود اگر به درستی تدبیر كند، می­تواند از كاهش قیمت ماشین آلات و كالاهای وارداتی­برخوردار­شود. (بهکیش،1387)

2-اما دومین تأثیر بحران مالی بر اقتصاد ایران، می تواند مثبت تلقی شود. چنانچه دولت تدبیر كند یا حداقل بد عمل نكند، این امكان وجود دارد كه روابط كسب و كار ایرانیها با دنیا اندكی تسهیل و تحریم­های آمریكا علیه اقتصاد ایران توسط سایر كشورها در عمل كمرنگ تر دنبال شودوبه­شدت­گذشته­­اعمال­نشود. در شرایط كنونی به لحاظ كمبود نقدینگی در بانكها و نهادهای مالی، این احتمال وجود دارد كه با رواداری و آسان­گیری با ایرانی­ها برخورد شود. حجم سپرده­های ارزی ایران و بانك مركزی آن قدر هست كه در این شرایط دشوار بانكهای بزرگ دنیا هم به دنبال آن باشند. خزانه داری آمریكا نیز در این شرایط آن قدر امكان نخواهد یافت كه به این یا آن بانكدار توصیه كند سپرده های ایرانی را نپذیرند، برای ایرانیها حساب باز نكنند و اعتبارات اسنادی (LC) و ضمانتنامه های (LG) آنها را بپذیرند. اگر در این شرایط دشوار بین المللی، دولت با تدبیر عمل كند، دیگر ناچار نخواهد بود منابع ارزی خود را به بانكهایی انتقال دهد. (تبریزی،1387)

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی رابطه بین توسعه بازار مالی و رشد اقتصادی در ایران