عوامل محتوایی شغل

تحقیقات نشان داده است که دو جنبه از شغل تأثیرات عمده بر رضایت دارد:

  • قلمرو شغل
  • وضوح نقش.

قلمرو شغل: به مشخصاتی اشاره دارد که خصوصیات شغلی را تعیین می­کند از قبیل میزان تنوع، استقلال، مسئولیت و بازخورد دریافتی. حضور بیشتر این ویژگی­ها به قلمرو شغل می­افزاید. نتایج تحقیقات در این زمینه بیانگر این است که توسعه قلمرو شغل با افزایش رضایت توام است. ولی در مورد تعداد قلیلی از کارکنان که نیاز کمتری به کامیابی دارند ارجاع شغل چالش­گر ممکن است موجب رضایت شغلی نشود. و حتی به علت عدم تمایل یا عدم توانایی در پاسخگویی به چالش، به ناکامی و اضطراب منجر شود. به رغم این مطلب باز شواهد بارز نشان می­دهد که غنی­سازی مشاغل کارکنان معمولا سطح رضایت آنان را افزایش می­دهد.

همچنین، ابهام نقش و تضاد نقش هر دو در مورد بسیاری از افراد منجر به تقلیل رضایت از شغل می­شود . بدیهی است که کارکنان زمانی احساس امنیت شغلی بیشتری می­کنند که بدانند چه انتظاری از آنها می­رود و اهداف شغلی واضح و مشخص باشد.

4-19-2- عوامل فردی

چهارمین عامل مؤثر بر رضایت شغلی، ویژگی­های فردی کارکنان است. تحقیقات وسیع نشان داده است که سن و سنوات خدمت با گرایش­های شغلی مساعد در ارتباط مثبت می­باشد.

هرمن، دانهام و هالین[1] (1975) با افزایش سن افراد به ارشدیت سازمان می­رسند و معمولاً به مواضع پرمسئولیت­تر نائل می­شوند. این افراد غالباً نوعی پاداش سازمانی برای ماندن در سازمان دریافت می­دارند. سرانجام اینکه، این امکان وجود دارد که افراد مسن­تر توقعات خود را با سطوح واقع­گرایانه بیشتر تعدیل نموده و بنابراین، از پاداش­های موجود راضی­تر باشند.

عامل نهایی که غالباً با رضایت ارتباط دارد شخصیت است. یکی از نتایج تحقیقات هالین درباره تناسب فرد با شغل این است که وجود تناسب زیاد بین شخصیت و شغل موجب افزایش رضایت شغل فرد می­گردد. وی معتقد است اگر افراد از نظر شخصیت، متناسب با شغل یا حرفه­ای باشند که انجام می­دهند، متوجه خواهند شد که برای انجام وظیفه­ای که به آنها محول شده، از استعدادها و توانایی­های لازم برخوردارند و از این رو موفق­تر خواهند بود و به سبب این موفقیت، رضایت شغلی آنان بیشتر خواهد شد (رابینز، 1991، ترجمه پارسائیان و اعرابی، 1377).

لاک مهم­ترین عوامل مؤثر بر رضایت شغلی را چنین عنوان می­کند:

  • کار پرمخاطره ذهنی که فرد بتواند با موفقیت با آن سازگار شود.
  • علاقه فرد به خود شغل.
  • کاری که از نظر جسمانی بیش از حد خسته کننده نباشد.
  • پاداش برای عملکرد، منصفانه، آموزنده و منطبق با اشتیاقات شخصی فرد باشد.
  • شرایط کار با نیازهای فیزیکی سازگار باشد و به اهداف شغلی کمک کند.
  • احساس احترام به نفس از سوی شغل.
  • عواملی در محیط کار که نیل به ارزش­های شغلی را تسهیل کند، از قبیل کار جالب، حقوق، ترفیع، این عوامل می­بایست همتراز ارزش­های فردی باشد و تعارض نقش و ابهام را به حداقل برساند (محمدزاده و مهروژان، 1375).

جدول3-2: فاکتورهای (عوامل) مؤثر در رضایت شغلی

عوامل شغلی توضیحات
استفاده از شایستگی (توانایی) میزانی که شغل به فرد اجازه می­دهد تا از توانایی­هایش استفاده کند
موقعیت میزان احساسی که کارمند از انجام کار به دست می­آورد
فعالیت قدرت مشغول نگه­داشتن فرد در شغل
ارتقا داشتن فرصت­های رشد (پیشرفت)
اختیار داشتن کنترل بر دیگران
خط­مشی­ها و تجارب سازمان در حدی که باعث خشنودی کارکنان شود
پاداش میزان پرداختی که کارکنان دریافت می­کنند
همکاران حالت یا کیفیت خوبی که فرد همراه با دیگران در محل کارش به دست می­آورد
خلاقیت آزاد بودن برای ارائه و عمل کردن به عقاید جدید
استقلال توانایی انجام کار به تنهایی
ارزش­های اخلاقی مجبور نبودن بر انجام کارهایی که برخلاف وجدان است
تشویق تحسین شدن برای انجام کارهای خوب
مسئولیت پاسخگو بودن در مقابل تصمیمات و فعالیت­ها
امنیت داشتن امنیت یا ثبات شغلی
خدمات اجتماعی قادر بودن به انجام کار برای دیگران
موقعیت اجتماعی شناخت در اجتماع وسیع­تر که به واسطه کار حاصل می­شود

[1] Herman, Dunham & Hallin

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی رابطه استرس شغلی با رضایت شغلی پرستاران شاغل در بیمارستان­های شهر کرمانشاه در سال 1393