در واقع اعتبار اسنادی تضمینی زمانی صادر می شود که ذینفع تمایل دارد انجام تعهدات طرف معامله توسط بانک تضمین شود. در این حالت بانک گشاینده متعهد می شود در صورتی که متقاضی اعتبار تعدات خود را انجام ندهد بانک وجه اعتبار را به ذینفع پرداخت نماید. علی رغم اینکه اعتبارات اسنادی و تضمینی از ماهیت واحدی برخوردارند با این حال تفاوت های مهمی بین آن دو وجود دارد. اولاً اهداف و اغراض این دو نوع اعتبار اسنادی متفاوت است.برخلاف اعتبار اسنادی تجاری که مکانیزم مطمئنی جهت پرداخت ثمن به ذینفع فراهم می آورد، اعتبار اسنادی تضمینی ابزاری است که برای فرض تخلف در انجام تعهد طراحی شده است تا از طریق آن چنانچه به احتمال ضعیف متقاضی صدور اعتبارنامه تعهد ناشی از معامله پایه را ناقص اجرا کرد یا به طور کل اجرا ننمود وثیقه یا تضمینی برای جبران خسارت در اختیار ذینفع باشد. از آنجا که انتظار می رود اکثر معاملات پایه به نحو صحیح اجرا گردد لذا به طور معمول پیش بینی می شود گشاینده یک اعتبار اسنادی تجاری در مقام اجرای تعهد خود مبلغ اعتبار را بپردازد حال آنکه برعکس،صادر کننده یک اعتبار اسنادی تضمینی معمولاً احتمال نمی رود مبلغ اعتبار را پرداخت کند چرا که این نوع اعتبار برای تضمین انجام تعهد طراحی شده واز آنجا که تعهدات قراردادی در اکثر موارد به درستی اجرا شود لذا نوبت به مطالبه مبلغ اعتبار نمی رسد. دوماً اعتبار اسنادی تجاری برای خرید کالا و یا انجام خدمات استفاده می شود در حالی که اعتبار اسنادی تضمینی برای اطمینان از باز پرداخت وام،استهلاک پیش پرداخت و یا حسن انجام کار مورد استفاده قرار می گیرد. سوماً در حالت معمول، یک اعتبار اسنادی تضمینی پر مخاطره تر از یک اعتبار اسنادی تجاری می باشد.چرا که در اعتبار اسنادی تجاری با ارائه اسنادی که معرف مالکیت یا حداقل دلیل بر ارسال کالایی منطبق با قرارداد است و غالباً از سوی مؤسسات مستقل و بی طرف صادر می شود حد بالایی از اطمینان خاطر و امنیت را فراهم می آورد. برعکس شرط مطالبه وجه در اعتبار اسنادی تضمینی اغلب فقط یک اظهارکتبی از سوی خود ذینفع است. گاهی نیز جهت پرداخت مبلغ اعتبار ممکن است صدور اسنادی از سوی اشخاص ثالث مستقل و بی طرف مثل گواهی کارشناس رسمی دادگستری یا رأی دادگاه و یا رأی داور لازم دانسته شده باشد. به همین خاطر احتمال تقلب به هنگام استفاده از اعتبارات اسنادی تضمینی به مراتب بیش از اعتبارات اسنادی تجاری است. به عبارت دیگر، مبلغ اعتبار اسنادی تضمینی ممکن است مطالبه ودریافت شود حال آنکه تخلف از معامله پایه واقعا رخ نداده باشد. در این صورت متقاضی  صدور اعتبارنامه علاوه بر آنکه تعهد ناشی از معامله پایه را ایفا کرده است ناگزیر خواهد بود مبلغ اعتبار را نیز به بانک که مطابق شروط اعتبار وجه را به ذینفع پرداخته است بازپرداخت نماید.در بعضی موارد چنانچه متقاضی صدور اعتبارنامه ورشکسته اعلام شود این خطر لاجرم بر بانک تحمیل خواهد شد.[1] و تفاوت چهارم اینکه اعتبار اسنادی تجاری به عنوان روش تأمین مالی به کار می رود ولی اعتبار اسنادی تضمینی با هدف مصون داشتن ذینفع از خطر احتمالی عدم انجام تعهدات و تضمین معامله پایه به کار می رود.[2]

تا اینجا بیان شد که اعتبارات اسنادی تضمینی همان طور که از نام آن ها پیداست به منظور تضمین و ضمانت انجام تعهدات یک طرف معامله در مقابل طرف دیگر به کار می روند و این ضمانت به وسیله ی بانک ها صورت می گیرد. حال این سؤال مطرح می شود که برای ضمانت انجام تعهد چه نیازی به گشایش یک اعتبار اسنادی می باشد و آیا ضمانت نامه های بانکی جوابگوی این نیاز نبودند. برای پاسخ به این پرسش می بایست نگاهی به تاریخچه ی پدید آمدن اعتبارات اسنادی تضمینی بیندازیم. به نظر می رسد که در خصوص علل تکامل اولیه ی اعتبارنامه های تضمینی دیدگاه واحدی وجود ندارد. آقای دکتر عبدالحسین شیروی در کتاب حقوق تجارت بین الملل خود در این باره می نویسد: «از آنجا که مقررات ایالات متحده آمریکا صدور برخی از ضمانت نامه های بانکی را محدود می نمود بانک ها از روش اعتبار اسنادی بهره جسته تا بتوانند جهت حسن انجام کار، پیش پرداخت یا بازپرداخت وام ها، تضمین بانکی ارائه کنند…»[3] آقای دکتر بنانیاسری نیز در این باره بیان کرده اند که :«اعتبارات اسنادی تضمینی در دهه 1950 به جهت اینکه قوانین،آیین نامه ها واساسنامه ها اختیارات بانک های آمریکا را برای ضمانت دیگران محدود می کرد توسعه و تکامل یافت. این نوع اعتبارات اسنادی در دهه1960 به بعد به نحو روز افزونی در سطح جهان رواج یافت.»[4] با این وجود ایشان در مقاله ی خود در ذیل همین مطلب این گفته را رد می کنند و به این صورت توضیح می دهند: « به هر حال اعتبار نامه تضمینی به هیچ وجه یک تأسیس آمریکایی نیست. زیرا این ابزار به طور وسیعی در آمریکای شمالی، استرالیا و آسیا مورد استفاده است. کاربرد این ابزار برخلاف آنچه گاهی گفته می شود ناشی از مندرجات خاص قوانین ایالات متحده آمریکا که براساس آن اختیارات بانک ها به طور کلی جهت صدور ضمانت نامه محدود شده نمی باشد. اعتبارنامه تضمینی محصول تلاش های عالمانه و دقیقی بود که در اوایل دهه 1950 عمدتاً تحت سرپرستی لئوناردو ای.بک از سیتی بانک و هانری هارفیلد از مؤسسه شرمن و استرلینگ به انجام رسید. این دو تقریباً یک تنه و دست تنها حقوق اعتبارات اسنادی را در سال های دوران ساز رهبری کرده و شکل دادند و اعتبارنامه تضمینی با تلاش های ایشان بر سر زبان ها افتاد و شهرت یافت. دستاورد و موفقیت جالب توجه آن دو این بود که از طریق بسط و توسعه اعتبار اسنادی که ابزاری آزمون پس داده و واقعی بود بی آنکه ابزار جدیدی را متداول کنند، یک نوع تضمین مستقل یا مجرد را خلق کردند.»[5]

در نتیجه اعتبار اسنادی تضمینی از نظر شکلی با اعتبار اسنادی تجاری و از لحاظ کارکرد با ضمانت نامه های بانکی مشابهت دارد و همچنان که برای تأمین مالی معاملات به کار می رود ایفای تعهدات را نیز تضمین می کند.

[1] . بنانیاسری،همان،ص316

[2] . شیروی، همان،ص258

[3] . شیروی، همان،ص258

[4] . بنانیاسری،همان،ص313

[5] . بنانیاسری،همان،ص313

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی آثار و احکام حقوقی اعتبارات اسنادیِ قابل انتقال و اتکایی در حقوق تجارت بین الملل