منابع فرهنگی و شهر خلّاق

با توجّه به اهميّت بالاي فرهنگ در شهر خلّاق برنامه­ريزان شهري بايد رويكردي فرهنگي در برنامه­ريزي­هايشان داشته باشند و از منابع فرهنگي شهر براي توسعه استفاده نمايند. بيانچيني برنامه­ريزي فرهنگي را شامل تمامي رشته هاي هنر(هنر طراحي، هنر حمايت از اجتماع ، هنر برنامه­ريزي حمل و نقل، هنر تسلّط بر پويايي­هاي توسعه اجتماع محلّي مي­داند). وي با همكاري لندري مفهوم منابع فرهنگي را نيز اصلاح مي­كند. از نظر آن­ها منابع فرهنگي، در افراد شامل خلّاقيت، مهارت و استعداد مي­باشد. آن­ها مانند ساختمان­ها، شي نيستند. بلكه، مانند نمادها، فعاليّت­ها و مجموعه­اي از توليدات محلّي در هنر، خدمات و صنايع مي­باشند. منابع فرهنگي شهري شامل ميراث تاريخي، صنعتي و هنري، دارايي­هايي را شامل معماري، چشم­انداز شهري يا بازار زمين شهري را نشان مي­دهند. سنت­هاي بومي و محلّي زندگي جمعي، جشنواره­ها، آيين و تشريفات مذهبي يا قصّه­ها مي­تواند منابع فرهنگي باشند. حتّي فعاليّت­هاي فرهنگي آماتورگونه، هر چند بيشتر جنبه سرگرمي دارند؛ اما، مي­توانند توليدات وخدمات جديد را ايجاد كنند. منابعي مثل هنر آشپزي، غذا، فعاليّت­هاي مربوط به اوقات فراغت، لباس، سنت­هاي فكري و خرده فرهنگي كه در بسياري از جاها ممكن است مورد بي توجّهي قرار گيرند، مي­توانند ويژگي­هاي منحصر به فردي به يك مكان بدهند؛ كه آن را از سايرين متمايز سازد. منابع فرهنگي، مواد خام يك شهرند و پايه ارزش آن محسوب مي­شوند و به عنوان دارايي جايگزين عناصري مثل زغال سنگ، فولاد و طلا مي­شوند. خلّاقيت شيوه بهره­برداري از اين منابع و كمك به رشد آن­هاست. وظيفه برنامه­ريز شهري نيزشناسايي، مديريّت و بهره­برداري از اين منابع است(19 ,2006 ,Landry).

بنا به اهميّت اين مقوله است كه اواسط دهه 1990 م. به بعد كه شهر خلّاق به عنوان يك استراتژي جديد رواج يافت برنامه­ريزان توسعه شهري و اقتصادي در اجتماعات به طور فزاينده­اي به هنر و فرهنگ به عنوان ابزارهاي توسعه گرايش يافتند. مراكز هنرهاي بصري و نمايشي، فستيوال­ها­، هنر مردمي، مراكز هنري و مراكز فرهنگي طراحي شدند. هم چنين در احياي بافت­هاي قديمي، جذب گردشگر، حفظ آثار تاريخي و سنّت­هاي فرهنگي، ايجاد و تقويت اجتماعات محلّي و حل مسائل آن­ها تلاش­هايي صورت گرفت(2 ,2006 , Markusen). در واقع در اين دهه، هنر و فعاليّت­هاي فرهنگي به عنوان سازمان­دهندگان به تغيير شهري و به عنوان عوامل رشد صنايع فرهنگي جديد مثل رسانه­هاي ديجيتالي قلمداد مي­شوند. به طوري كه ارتباطي معنادار بين حمايت از اين فعاليّت­هاي جديد يعني خوشه­هاي خلّاق و محيط فرهنگي وجود دارد(331 ,2006 ,Roberts).

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

ارزیابی میزان تحقق¬پذیری مولفه¬های شهر خلّاق (نمونه موردی: شهر بناب)