مبانی و مفهوم شناسی تربیت

تربیت از ماده “ربب” یا “ربی” و به معنای حرکت دادن گام به گام یک شیء به سوی تمام شدن خلقتش می‏باشد. [1] بنابراین “ربّ” يعنى آن مبدئى كه صفت ذاتى او، كامل نمودن و رساندن موجودات و جهانيان است به كمالاتى كه بر آن‏ها ‏سزاوارند[2]  و رب العالمین به معنای کسی است که مالک تدبیر عالم خلقت می‏باشد.[3] بنابراین؛ بنابر نظر صاحب اطیب البیان؛ “ربّ” به معنى مربّى و پروردگار است، چون ذات مقدّس حق، مربّى جميع موجودات است و تربيت، اين است كه هر چيزى را از مرتبه استعداد و قابليّت به مقام فعليّت رسانده و كمالات لایقش به او بخشيده شود و تربیت بر دو نوع است، تكوينى و تشريعى : تربيت تكوينى حقّ عبارت از افاضه وجود به تمام ماهيّات ممكنه از عالم مجرّدات تا ماديّات و آن‏ها را بواسطه اسباب و مقدّماتى كه به آن‏ها احتياج دارند از مرتبه قابليّت به مقام فعليت رسانيدن است و تربيت تشريعى، عبارت است از تكميل نفوس انسانى به واسطه معارف حقّه و ملكات حسنه و اَعمال صالحه است كه موجب سعادت و رستگارى و نيل به فيوضات اخروى و نعمت‏های هميشگى خواهد بود و در تربيت، سه چيز لازم است: اوّل وجود مربّى (بكسر باء) يعنى تربيت كننده، دوّم قابليّت مربّى (بفتح باء) يعنى تربيت شده، سوّم مصادف نشدن با امورى كه مربّى را از قابليّت  مى‏اندازد. ربّ، تنها ذات مقدس بارى است و غير او هر كه و هر چه هست اسبابی هستند كه خداوند آن‎ها را براى تربيت موجودات از مرتبه قابليّت به فعليت رسانيدن آن‏ها در اين عالم، مقرّر داشته است، چه در تربيت تكوينى مانند پدران و چه در تربيت تشريعى، مانند انبياء و اوصياء و حكماء و دانشمندان و غير از اين‏ها كه همه اسباب هستند. بنابراين اطلاق رب بر غير ذات پروردگار به نوعى از عنايت و مجاز است و ذات مقدس حق در هر موجودى در اين عالم، استعداد و قابليّت تكامل و تربيت را به وديعت نهاده است و اگر موجودى طريق تكامل را نپيمود و استعداد خود را به فعليّت نرسانيد، به واسطه تصادف با موانعى بوده است كه قابليت او را از بين برده و يا مانع پيشرفت او شده است و در نتیجه در هر نوع تربيتى، تا سه امر فوق تحقق پيدا نكند، تربيت و تكامل محقق نخواهد شد.[4]

آن‏چه از کلام مفسران و صاحب اطیب البیان استفاده می‏شود این است که، خداوند، قوه و استعداد هرچیزی را که در بشر قرار داده است، راه به فعلیّت رسیدن و حرکت به سوی کمال آن قوه را، در عالم تکوین، انشاء، و در عالم تشریع بیان کرده است، چرا که خداوند کار عبث نمی‏کند و قوه چیزی را در بشر نمی‏نهد مگر آن‏که راه فعلیّت آن‏ را نیز انشاء و بیان می‏کند، و این از حکمت الهی ناشی شده است. اما در این حرکت تکاملی و حرکت موجودات به سوی اتمام خلقت‏شان، بنابرآن‏که این حرکت، حرکت است و در عالم ماده انجام گرفته تا به سوی هدف و کمال خویش که همان شدّت وجود است منتهی شود، بنابراین چاره‏ای نبوده که حرکت از قوه به فعل، دارای مراحلی گردد. اما در این حرکت، همچنان که صاحب اطیب البیان نیز بیان می‏کند، پرورش دهنده، خداوند است، اما همان‏طور که بیان شد، چاره‏ای جزکسب اسباب برای رسیدن به هدف ربّ نبوده است، بنابراین اسبابی در راستای این هدف، چه در عالم تکوین مانند پدر و مادر ” وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً “[5] و چه در عالم تشریع مانند انبیاء و اولیاء و انزال کتب وجود دارد. در بحث حاضر با توجه به موضوع بحث، به روش‏های قرآن و نهج البلاغه چه در عالم تشریع و چه در ارتباط با عالم تکوین می‏پردازیم. اما در تربیت مهمترین مؤلفه‏ها، قابلیت تربیت در گروه هدف که می‏خواهند ارتقاء یابند و نقش مربی می‏باشد.

 [1] الربُّ فی الاصل: التربیة و هو إنشاء  الشیء حالاً فحالاٌ الی حدّالتمام،یقال ربَّهُ ، وربّاه و ربّبَهُ. راغب اصفهانی، مفردات، ص336 .

 [2] رب مصدر از ربا يربو- يا از رب يرب مانند نمّ ينمّ، است، و بمعناى وصفى از جهت مبالغه مى‏باشد؛ طالقانی سیّد محمود، پرتوی از قرآن، ج1 ،ص 26 .

[3]  «رَبِّ الْعالَمِينَ» به معنی المالك لتدبيره؛ طوسی محمد بن حسن، التبيان في تفسير القرآن، ج‏1، ص 32.

 [4] طیّب سید عبدالحسین، أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏1، ص 99.

[5] سوره اسراء، آیه 24 .

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

عبرت از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه و آثار تربیتی آن