هزینه های ورشکستگی

در یک طبقه بندی هزینه های مرتبط ورشکستگی به 4 دسته طبقه بندی می شوند:

  1. هزینه های واقعی که به علت توقیف اموال شرکت تحلیل شده است.
  2. هزینه های واقعی که مستقیماً توسط طلبکاران تحمیل شده و توسط خود شرکت ورشکسته پرداخت شده است.
  3. زیان شرکت های توقیف شده که توسط سود سایر نهادها خنثی شده است.
  4. هزینه های واقعی که توسط سمت هایی بیش از شرکت توقیف شده یا مدعیان آن تحمیل شده است.

هزینه های دسته ی 1 و 2 و3 مربوط به مدعیان هستند؛ در حالیکه دسته های 1 و 2 و 4 به جامعه ارتباط دارند. هزینه های مستقیم مقابله با ورشکستگی بیشتر به شکل دستمزدهایی است که به متخصصان (به ویژه حقوقدانان و حسابداران) پرداخت می شود. با در نطر گرفتن تمام موارد، هزینه های ورشکستگی بسیار بالاست. بعلاوه، ورشکستگی فقط برای شرکت هایی رخ می دهد که بدهی دارند. هیچ وقت شرکت های بدون بدهی برشکست نشده اند.

بنابراین، تأمین مالی بیشتر از طریق دهی و مخارج ثابت مالی بزرگتر، باعث می شود که با کاهش در آیدات، احتمال ورشکستگی افزایش یابد؛ و از این رو، کاهش ارزش به سبب هزینه های مرتبط با ورشکستگی احتمال بروز بیشتری یابد. افزایش احتمال ورشکستگی ارزش جاری شرکت را کاهش می دهد و هزینه سرمایه آن را افزایش می دهد.

2-10- مراحل ورشکستگی

نیوتن (1998) مراحل نامطلوب شدن وضع مالی شرکت را به دوره نهفتگی، کسری وجه نقد، نبود قدرت پرداخت دیون مالی یا تجاری، نبود قدرت پرداخت دیون کامل و در نهایت، ورشکستگی تقسیم کرد. گرچه اغلب ورشکستگی ها از این مراحل پیروی می کنند، اما برخی از شرکت ها ممکن است بدون طی همه مراحل به ورشکستگی کامل برسند.

وضعیت واحد تجاری به طور ناگهانی و غیر منتظره منجر به ورشکستگی نمی شود. در مرحله نهفتگی ممکن است یک یا چند وضعیت نامطلوب به طور پنهانی برای واحد تجاری وجود داشته باشد بدون اینکه فوراً قابل شناسایی باشد. مثلاً تغییر در تقاضای تولید، استمرار در افزایش هزینه های سربار، منسوخ شدن روش های تولید و . . . از این عوامل هستند. اغلب در دوره نهفتگی است که زیان اقتصادی رخ می دهد، بازده دارایی ها سقوط می کند. بهترین وضع برای شرکت این است که مشکل در همین مرحله کشف شود. مسأله ی دوم اینکه راه حل های آسانتری که در این مرحله مؤثر است در مراحل بعد پاسخگو نخواهد بود، و نکته ی سوم، اگر مشکل در این مرحله کشف و رفع گردد، اعتماد عمومی دستخوش تزلزل نخواهد شد. برطرف کردن مشکل در مراحل بعدی باعث کاهش اعتماد عمومی به شرکت می شود و در نتیجه دسترسی به وجوه دشوارتر می گردد و شاید شرکت ناچار به رد پروژه های سودآور شود. مرحله کسری نقد وقتی شروع می شود که برای اولین بار یک واحد تجاری برای ایفای تعهدات جاری یا نیاز فوری، دسترسی به وجه نقد نداشته باشد. گرچه چند برابر نیازش ممکن است دارایی های فیزیکی داشته و سابقه سودآوری کافی نیز داشته باشد. مسأله اینجاست که دارایی ها به قدر کافی قابل نقد شدن نیستند و سرمایه حبس شده است. در مرحله نبود پرداخت دیون مالی یا تجاری، شرکت هنوز قادر به تحصیل وجه کافی از کانال های مصرف است. مدیریت ابزارهای مناسب را دارد. مثلاً استفاده از افراد حرفه ای مالی یا تجاری، کمیته اعتباردهنده و تجدید ساختار و تکنیک های تأمین مالی، از طریق این روش ها هنوز هم می توان مشکل را در این مرحله شناسایی و برطرف کرد. در مرحله نبود قدرت پرداخت دیون کامل، واضح است که دیگر شرکت رو به نابودی رفته است. کل بدهی ها از ارزش دارایی های شرکت فزونی دارد و شرکت دیگر نمی تواند از ورشکستگی کامل خود اجتناب کند.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه وبحران مالی در شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران