راث و میلر[1] (1999)، بيان داشتند که اخيراً اثبات شده، اگر اعضای بالادستي و پائين دستي بتوانند ارتباط اطلاعاتي سالم ايجاد کنند و مکانيزم ها را با هم به اشتراك بگذارند، توانمندي پاسخگويي سريع به تقاضاي بازار بهبود خواهد يافت. مالونی و بنتون[2] (2000)،در تحقيقي، دريافتند که يکپارچگي تأمين کننده، مي تواند جهت موفقيت در صرفه جويي هزينه از جنبه هاي زير به شرکتها کمک نمايد:

  • اقتصاد مقياس )در سفارش، توليد و حمل و نقل(
  • کاهش هزينه هاي اجرايي و هزينه هاي تغيير
  • بهبود استفاده از دارايي ها (Lin, 2009).

استیونز[3] (1989)، پيشنهاد مي کند که شرکت ها ابتدا به طور داخلي يکپارچه شوند و سپس يکپارچگي را به ديگر اعضاي زنجيره تأمين گسترش دهند.  شرکت ها معمولاً يک فرآيند يکپارچه را که از طريق سه مرحله به وجود ميآيد، دنبال ميکنند.

  • در مرحله اول، هيچ يکپارچگي وجود ندارد
  • در مرحله دوم، شرکت ها به طور داخلي يکپارچه مي شوند: فعاليت هاي لجستيک آنها با فعاليت هاي واحدهاي وظيفه اي مثل خريد، توليد و بازاريابي يکپارچه مي شود
  • در مرحله سوم، يکپارچگي به دست آمده در مرحله دوم، به ديگر اعضاي زنجيره تأمين مثل تأمين کنندگان و مشتريان گسترش مي يابد (Kim and Cavusgil, 2009).

2-2-6) مدل توسعه ی یکپارچگی با تامین کنندگان

مدلي است كه چگونگي ايجاد و توسعه ی یکپارچگی را در زنجيره تامين و در سازمان هاي مختلف نشان مي دهد . اين مدل از تعدادي اجزاي عمودي و افقي تشكيل شده است كه اجزاي عمودي آن عبارتند از:

  • جزء فرآیند:

شرح مختصری از گام های توسعه ی یکپارچگی است که مراحل مورد نیاز را برای شکل گیری، تکمیل و حفظ یکپارچگی، نشان می دهند.

  • جزء استراتژیک:

آزمون می کند که چگونه انتظارات استراتژیک و ارزیابی های کارآمدی یکپارچگی، به عنوان پیشرفت های اتحاد از طریق گام های توسعه، تکامل می یابند.

  • جزء عملیاتی:

توسعه ی تحقیق، معیارها و عملکرد استانداردها را به منظور مدیریت نوعی یکپارچگی توانمند، به بحث می نشیند. در بین گام های افقی، مدیریان بایستی گام های عمودی را که دربرگیرنده ی گام های افقی مورد نظرهستند، مد نظر قرار دهند. در هر گام عمودی، همان طور که از بالا به پایین حرکت می کنیم، مدیران باید جریان های عملیاتی و استراتژیکی را که بر هریک از گام های افقی توسعه ی زیر منطبق هستند، به دقت بررسی نمایند، این گام ها عبارتند از:

  • سطح اول: نیاز به شکل دهی یکپارچگی

بسیاری از شرکت ها به محض اینکه متوجه می شوند برای بهبود عملکرد خود نیازمند تغییر جدی در استراتژی های خود هستند، دست به شکل دهی نوعی یکپارچگی با دیگران می زنند. درک این موضوع که شرکت بایستی عملکرد خود را بهبود بخشد، از عوامل چندی نشأت می گیرد که از آن جمله می توان به رقابت جهانی، انسجام صنعت، ساختار توزیع کنندگان و کانال های عرضه و یا تغییرات تکنولوژی در آن شاخه ی خاص از صنعت اشاره نمود. حتی گاهی مشکلات مربوط به کیفیت باعث می شود، مدیران شرکت ها دست به باز تعریف شایستگی های پایه ای خود بزنند و آن دسته از فرآیندهایی را که برای آنها مزیت نسبی در بر ندارد، به دیگران واگذار نمایند. در پاره ای از اوقات، بخش بازاریابی به دنبال توسعه ی سهم بازار، ممکن است نیاز جدیدی را بیابد که بتواند آن را از طریق توسعه ی اتحاد با دیگران، پاسخ گوید. نکته ی مهم دیگر اینکه، هر نوع ارتباطی در زنجیره تامین، سطوحی از ریسک یا عدم اطمینان را در بر خواهد داشت. بنابراین، به واسطه ی هرگونه تغییری در استراتژی، پتانسیل بهبودی باید ظاهر شود که قدرت توجیه این سطح از ریسک را داشته باشد.

[1] Roth and Miller

[2] Maloni and Benton

[3] Stevens

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

تاثیریکپارچه سازی زنجیره تامین بر عملکرد تجاری شرکت ها از طریق افزایش رقابت پذیری(شرکت های تولیدی قطعات خودرو)