هوش بهر و هوش هیجانی

   هوشبهر و هوش هیجانی قابلیت هایی متضاد نیستند، بلكه بیشتر می توان چنین گفت كه متمایزند. همه ما از تركیبی از هوش و عواطف برخورداریم، ‌افراد دارای هوشبهر بالا و هوش هیجانی پایین (یا هوشبهر پایین و هوش هیجانی بالا) علی رغم وجود نمونه هایی نوعی، ‌نسبتاً‌ نادرند. در واقع میان هوشهبر و برخی جوانب هیجانی همبستگی مختصری وجود دارد. هر چند این ارتباط آن قدر هست كه روشن كند این دو قلمرو اساساً مستقل اند. بر خلاف آزمون های شناخته شده هوشبهر، ‌هنوز هیچ آزمون نوشتاری واحدی كه مشخص كننده نمره هوش هیجانی، ‌باشد وجود ندارد و ممكن است هیچ گاه هم به وجود نیاید. اگر چه تحقیقات بسیار زیادی در زمینه  هر یك از مؤلفه های آن صورت گرفته است،‌ بعضی از آنها مانند هم حسی را در بهترین حالت می توان با نمونه گیری از توانایی عملی فرد در انجام تكلیفی مربوط به آن آزمود. برای مثال،‌ واداشتن فرد به دریافتن احساسات افراد از طریق نمایش یك نوار ویدیویی از حالت  چهره آنان (شریفی درآمدی، 1386).

جك بلاك[1] روان شناس دانشگاه كالیفرنیا در بركلی، ‌برای سنجش آنچه او، من منعطف[2]، (بازگشت به خود) می خواند، ‌كه كاملاً مشابه هوش هیجانی است (همان ویژگی های اصلی اجتماعی و هیجانی را دارد)، به لحاظ نظری مقایسه ای میان این دو نوع خالص انجام داده است؛ افراد دارای هوشبهر بالا (یعنی كاملاً‌ فاقد هوش هیجانی) تقریباً تصویر اغراق آمیزی از روشنفكرانی است كه در قلمرو ذهن استادند اما در دنیای فردی ناكارآمدند. نیم رخ های آماری مردان و زنان در این خصوص تا حدودی متفاوت است. مرد دارای هوشبهر بالا با طیف گسترده ای از علایق و توانایی های ذهنی مشخص می شود ‌كه البته جای تعجبی ندارد.

این مرد بلند پرواز و مولد، ‌قابل پیش بینی و سر سخت است و در بند علایق فردی خود نیست. او همچنین عیب جو و فخرفروشی مشكل پسند و باز دارنده، ‌در تجارب جنسی و احساسی ناراحت،‌ غیر بیانگر و مستقل و از نظر عاطفی سرد و بی روح است.

برعكس،‌ مردانی كه از نظر هوش هیجانی بالا هستند،‌ از نظر اجتماعی متوازن، خوش برخورد و بشاش هستند و در مقابل افكار نگران كننده یا ترس آور مقاومند. آنان در زمینه خدمت به مردم یا حل مشكلات، قبول مسئوولیت و برخورداری از دیدگاهی اخلاقی،‌ ظرفیتی قابل توجه دارند، در ارتباط خود با دیگران هم حسی و توجه نشان می دهند. زندگی عاطفی آنان غنی اما همخوان است. آنان با خود، ‌دیگران و مجموعه اجتماعی كه در آن زندگی می كنند راحتند (شریفی درآمدی، 1386).

زنان دارای هوشبهر بالا از اتكا به نفس هوشمندانه ای كه از زنان انتظار می رود برخوردارند، ‌تفكرات خود را به راحتی مطرح می كنند و برای موضوعات ذهنی ارزش قائلند و طیف گسترده ای از علایق ذهنی و زیبایی شناختی دارند. آنان همچنین درون نگر، مستعد ابتلا به اضطراب، ‌فرو رفتن در خیالات و احساس گناه هستند و در ابراز آشكار خشم خود درنگ می كنند (هر چند آن را به طور غیر مستقیم ابراز می دارند). برعكس زنان دارای هوش هیجانی سرشار، ‌با جرأت هستند، احساسات خود را به طور مستقیم ابراز می‌دارند و درباره خودشان احساس مثبتی دارند، ‌زندگی برای آنان سرشار از معنا است. آنان هم مانند مردان خوش برخورد و اجتماعی هستند و احساسات خود را به طور مقتضی ابراز می دارند (به جای آنكه آن را به صورت انفجارهایی ابراز دارند كه بعدها از آن تأسف خواهند خورد) خود را به خوبی با فشارهای عصبی منطبق می كنند.

هوشبهر و هوش هیجانی به درجات مختلف در وجود همه ما درهم آمیخته شده اند، ‌اما این تصاویر اغراق آمیز نسبت به این مسئله كه هر كدام از این ابعاد به طور مستقل چه چیزی را به خصوصیات شخصی می‌افزاید، ‌دید سازنده ای به دست می دهند. این تصاویر بر حسب آنكه فرد تا چه حد دارای هر دو جنبه ی هوش شناختی و هیجانی باشد در هم می آمیزند، ‌اما در میان این 2 بعد، ‌آنچه بیشتر كیفیاتی كه ما را به یك انسان كامل تبدیل می كند به وجود ما می افزاید، ‌هوش هیجانی است (شریفی درآمدی، 1386).

[1] – Jack Block

[2] – Ego Resilience

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

رابطه سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری در نوجوانان دختر