عوامل خانوادگی موثر در بزهکاری

گفتار اول: اختلافات خانوادگی

کودک، موجودی انعطاف پذیر است و مانند موم به هر شکلی که بخواهیم قابل پرورش است. بنابراین محیط رشد شخصیت او دارای بیشترین تاثیر در شکل گیری شخصیت اولیه و تعیین الگوهای رفتار
او می باشد. آنچه مهم است آرامش در روابط سالم بین اعضای خانواده است که تاثیر بسزایی بر رشد سالم روان کودک دارد. روابط غیر اصولی و زشت و نامتعارف والدین در محیط خانواده، خصوصاً در حضور کودکان ، قطعاً تاثیرات منفی فراوانی بر آنها خواهد داشت زیرا پس از تولد، محیط خانواده، مهم ترین عامل موثر در تکوین و تحول شخصیت کودک است. اگر محیط خانواده سالم و مناسب باشد، در کودک ، اعتماد
به نفس، مهر و محبت، استقلال، قدرت، پذیرش مسئولیت، همانند سازی، انطباق و بالاخره شخصیت سالم بوجود می آید و بر عکس در خانواده ناسالم، رشد طبیعی کودک، کند و ناکافی صورت می گیرد و او را آماده رفتار نابهنجار و بزهکارانه می سازد. آنچه برداشت می شود این است که هر گونه عدم تعادل در رفتار و گفتار والدین، تاثیرات سوئی بر روان کودک و روند رشد طبیعی شخصیت فرد خواهد داشت. گاه پدر و مادر علی رغم اختلاف نظر شدید و نداشتن تفاهم به زندگی مشترک ادامه می دهند. کودکانی که شاهد اختلاف و نزاع دائم پدر و مادر هستند، در زندگی شخصی خود، افرادی ناسازگار و دارای مشکلات رفتاری و اختلال عاطفی خواهند بود.

مطالعات نشان می دهد میان پیوند ضعیف و نامناسب کودکان با پدر و مادر و فرار کودکان از خانه،
و به دنبال آن، وارد شدن به گروه کودکان خیابانی که برای ادامه زندگی دست به سرقت می زنند، ارتباط هست.

به نظر می رسد که میان آن دسته از کودکانی که صرفاً شاهد خشونت درون خانواده هستند با کودکانی
که قربانی این نوع خشونت هستند، تفاوت چندانی نباشد. مطالعات نشان می دهد تجربه رفتارهای متعارض پدر و مادر، نبودن عملکردهای مناسب و مشاهده پرخاشگری آنان از سوی کودکان، می تواند احتمال روی آوردن کودکان به خشونت و همسر آزاری را در بزرگسالی ، افزایش دهد.

همچنین پژوهش ها نشان می دهند که کودکان شرور، معمولاً در خانواده هایی رشد می یابند که دارای مهارت های اندکی در حل مشکل و تادیب تنقاض آمیز هستند. یکی از معیارهای سنجش کیفیت خانواده، توانایی تادیب و نظارت درست و مستمر است خانواده هایی که بیش از اندازه به فرزندان خود سخت
می گیرند و یا بالعکس والدینی که هیچ گونه نظارتی بر فرزندان خود ندارند، بیشتر احتمال دارد در تخلفات درگیر شوند.

در حقیقت ، نظارت تناقض آمیز شدیداً سختگیرانه و هم چنین نظارت سهل انگارانه، از جمله مهم ترین عوامل پیش بینی کننده ی رفتار بزهکارانه به شمار می روند. تحقیقات نشان می دهد که خانواده های نسبتاً مرفه، کودکان کمتر دارند، در حالی که خانواده های فقیر و کم سواد یا بی سواد، معمولاً فرزندان بیشتری دارند. کودکانی در معرض خطر قرار دارند که هم فقیر و هم بزهکار باشند. [1]

[1] – معظمی، شهلا، بزهکاری کودکان و نوجوانان، چاپ دوم،تهران، انتشارات دادگستر، 1388، ص 220 .

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تاثیر طلاق و اعتیاد والدین در ارتکاب جرایم فرزندان