سود حسابداری و نحوه محاسبه آن

        سود حسابداری که با استفاده از سیستم تعهدی تهیه میشود، از نظر بسیاری از استفاده کنندگان صورتهای مالی، ابزاری برای سنجش عملکرد شرکت محسوب میشود. منظور از سنجش عملکرد شرکتها، ارزیابی کلی وضعیت مالی و نتایج عملیات به منظور اخذ تصمیمات منطقی است. به عنوان مثال، سود حسابداری میتواند مبنای اعتباردهی بانکها به شرکت و یا  از شرایط ورود به بورس اوراق بهادار قرار گیرد.

هیأت استانداردهای حسابداری مالی[1]، در بیانیه شماره 6 مفاهیم حسابداری مالی، استفاده از روش تعهدی در حسابداری را الزامی نموده است. بر این اساس، انعکاس آثار معاملات و رویدادهای شرکت لزوماً به معنای ورود و خروج وجه نقد نیست. به عبارت دیگر، در روش تعهدی، اصولی نظیر «تحقق» و «تطابق» به منظور انعکاس درآمدها و هزینهها و محاسبه سود حسابداری مورد استفاده قرار میگیرد. در نهایت، موفقیت یک شرکت به توانایی آن در ایجاد جریانهای نقدی بستگی دارد(هیئت استانداردهای حسابداری مالی، 1985 )

از دیدگاه حسابداری به دلیل ابهامات موجود در مورد میزان جریانهای نقدی آتی و عدم دسترسی به نرخ تنزیل مناسب، سرمایه بر مبنای خالص داراییهای مؤسسه مالی اندازهگیری میگردد. به عبارتی دیگر سود در حسابداری ناشی از تفاوت بین سرمایه واحد تجاری در آغاز و پایان دوره  مالی است. در این مفهوم سرمایه معادل خالص داراییها بوده و اندازهگیری سود تحت تأثیر مبانی اندازهگیری داراییها و بدهیها قرار میگیرد. در حسابداری جهت تعیین سود، روشهای مختلفی همچون حسابداری تعهدی، حسابداری نقدی، حسابداری نیمه تعهدی، تعهدی تعدیل شده و نقدی تعدیل شده به کار میرود. بدیهی است استفاده از روشهای فوق سود و زیانی متفاوت ارائه خواهد داد به همین دلیل طبق اصل تطابق، حسابداران برای شناخت هزینهها از رویکرد «بگذار هزینهها از درآمدها تبعیت کنند» پیروی مینمایند. مطابق این اصل هزینههای یک دوره از درآمدهای همان دوره کسر میگردند تا عملکردی واقعی از نتیجه کار منعکس گردد. از دیدگاه نظری روش صحیح حسابداری برای شناسایی درآمد باید به گونهای باشد که اولاً آن درآمد تحقق یابد یا قابل تحقق باشد و ثانیاً آن درآمد تحصیل گردد. مطابق این دیدگاه چنانچه یکی از شرایط فوق به وقوع پیوندد میتوان درآمد را شناسایی نمود (تیموری،1380).

2-6-3 سود اقتصادی و نحوه محاسبه آن

        تعریف مفهوم اقتصادی سود عموماً به اقتصاددانانی همچون هیکس (1939) نسبت داده میشود: «هدف محاسبه سود در امور خاص این است که به مردم نشان دهیم چه مقدار آنها میتوانند مصرف کنند بدون آن که نیازمند شوند. به نظر میرسد سود یک فرد به عنوان حداکثر مقداری است که فرد میتواند در طول هفته مصرف کند و همچنان در پایان هفته به خوبی اول هفته که شروع کرده باشد.» اگرچه تعریف هیکس بر سود فردی تأکید دارد، اما این مفهوم میتواند به عنوان مبنایی برای تعیین سود تجاری با عوض کردن واژهی مصرف کردن با توزیع کردن قرار گیرد. بنابراین، سود تجاری تغییر خالص داراییها در نتیجه فعالیتهای تجاری در طول دورهی حسابداری خواهد بود. به عبارت دیگر، سود تجاری تغییر خالص داراییها به استثنای سرمایهگذاریهای مالکان و توزیع سود بین آنها است. لازم به ذکر است که این مفهوم تعیین سود از سوی حسابداران با عنوان حفظ سرمایه نام گرفته است (بارکر[2]، 2008؛7).

به منظور بررسی مفهوم سود اقتصادی و نحوهی محاسبهی آن ابتدا دو جزء اساسی در این تعریف یعنی کمیابی و هزینه فرصت تشریح می شود.

[1]– Financial Accounting Stand- ards Board

[2]– Barker

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران