متغیر مداخله گر:
متغیری است که بر کار تحقیق اثر می گذارد ومحقق را در بررسی های خود دچار مشکل می کندو این متغیر قابل مشاهده واندازه گیری نیست(همان منبع،ص16)..در این پژهش متغیر مداخله گر”هوش دانشجویان وشرایط اجتماعی” آنان می باشد
تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها:
1- خلاقیت :
خلاقیت عبارتست از توانایی فرد در ارائه راحلهای ابتکاری وغیر متعادل در برابر مسائل(شریفی،1380،ص80)..
تعریف عملیاتی:الف) خلاقیت بالا: کسی که در آزمون خلاقیت “CREE” نمر?بالاتر از میانگین کسب کند .
ب) خلاقیت متوسط: کسی که در آزمون خلاقیت ” CREE” نمر? نزدیک به میانگین یا بهنجارکسب کند.
ج) خلاقیت پایین: کسی که درآزمون خلاقیت ” CREE ” نمر? پایین تر ازمیانگین کسب کند.
2- شخصیت:
منظور از شخصیت در این پژوهش همان نابهنجاری های شخصیتی از جماه افسردگی،اسکیزوفرنی،پارانوئیا،هیستری،وانحراف اجتماعی است.
3-فرد افسرده:
تعریف مفهومی: فردی که مأیوس،بدبین،خود خوار شمار که احساس بی کفایتی می کند(بوچر،1989،ص153) .
افسردگی به عنوان یکی از اختلالات خُلقی طبقه بندی می شود،افسردگی علائم مختلفی دارد که می توانند تحت چهار عنوان مهم طبقه بندی شوند:هیجانی ،شناختی،انگیزشی وجسمی. احساس غمگینی وبدبختی از علائم هیجانی، دو وجود افکاری شامل عزت نفس پایین وحی از ناامیدی یا درماندگی از علائم شناختی، افسردگی سستی وکندی روانی- حرکتی از علائم انگیزشی،علائمی مثل آشفتگی خواب،از دست دادن اشتها،مشکلات جنسی،ضعف عضلانی وانواع مختلفی از دردها،علائم جسمی آن هستند (جوانمرد،1386،ص200) .
تعریف عملیاتی:
در این پژوهش عبارتست از نمره ای که در مقیاس شخصیت(MMPI) کسب خواهد کرد.
4- فرد اسکیزوفرنی:
تعریف مفهومی: اسکیزوفرنی یکی از رایج ترین اشکال بیماری روانی است .یک درصد جمعیت به این اختلال مبتلا هستند وشاید 2الی3 درصد جمعیت نشانه های مرزی برای این اختلال نشان می دهند. یکی از رایج ترین ویژگیهای اسکیزوفرنی وجود هذیان ها ی عجیب وغریب است،مثلا ممکن است فرد این هذیان را داشته باشد که توسط دیگران کنترل می شود.هذیان ها ممکن است به وسیله توهمات حمایت شوند مثلا ممکن است صداهایی به آنها بگوید که چه کاری انجام دهند(همان منبع،ص205) .
اسکیزوفرنی از ناتوان کننده ترین اختلالها است این اختلال یک سندرم بالینی است .که بهترین تطابق رابا مفاهیم عمومی دیوانگی وجنون دارد . این اختلالها معمولا شکل توهم وهذیان برخود می گیرند وشیوع اختلال در مردها زودتر از زنان است (سیدمحمدی،1379،ص65) .
تعریف عملیاتی:
در این پژوهش عبارتست از نمره ای که در مقیاس شخصیت(MMPI) کسب خواهد کرد.
5- فرد پارانویایی:
تعریف مفهومی: دراین نوع فرد تمایل دارد که حرکات دیگران راسوء تعبیر کند ومظنون وکینه توزاست .حالتی است که شخص در آن با اهمیت فوق العاده وخارج از اندازه ای که به سلامت جانی ومالی خود می دهد،خود را شکنجه می دهد .این گونه افراد مدام در این فکر هستند که عواملی انسانی،طبیعی،یا ماوراءطبیعی خودشان،دارایی وافراد خانواده شان را تهدید می کنند وهمه در فکر توطئه چنینی برضد آنها هستند .
تعریف عملیاتی:
در این پژوهش عبارتست از نمره ای که در مقیاس شخصیت(MMPI) کسب خواهد کرد
6- فرد هیستریایی:
تعریف مفهومی: فردی که شکایتهای جانی دارد که بعید است ناشی ازمشکلات بدنی باشد سمج ونمایشی هستند (بوچر،1989،ص50) .منظور از هیستری،حالتی در فرد است که اضطراب را به نشانه های بیماری تبدیل می کند که آن نشانه ها بعداً کم وبیش از بقیه شخصیت فرد هیستریک منتقل می شوند(شکرکن ،1375،ص397).
تعریف عملیاتی:
در این پژوهش عبارتست از نمره ای که فرد در آزمون شخصیت(MMPI) کسب خواهدکرد.
7- انحراف اجتماعی (جامعه ستیز):
تعریف مفهومی: انحراف اجتماعی همان جامعه ستیز است اساساً اجتماعی نشده وقادر به وفادار ماندن به افراد،ارزش ها ومیثاق های اجتماعی نیستند. تعریف عملیاتی:
در این پژوهش منظور نمره ای است که شخص در آزمون شخصیت(MMPI) کسب خواهدکرد.
فصل دوم
خلاقیت:
خلاقیت بیشتر یک فعالیت فکری است و تحقیق در مورد خلاقیت و عناصر تشکیل دهنده آن بیش از یک قرن توسط دانشمندان علوم اجتماعی شروع شد ولی انگیزه اساسی برای پژوهش بیشتر در سال 1950 توسط گلیفورد ایجاد گردید،روانشناسان معمولاًخلاقیت رابه عنوان شکلی از حل مشکلات تعریف می کنندکه ازویژگی های آن ارائه راه حلهایی بدیع،نو و جدید برای مشکلات هنری،علمی یا عملی است.(پیرخائفی،1387،ص15).خلاقیت همچون عدالت،دموکراسی وآزادی برای افراد دارای معانی مختلف است ولی یک عامل مشترک درتمام خلاقیت ها این است که خلاقیت همیشه عبارت است ازپرداختن به عوامل جدیدی که عامل خلاقیت درآنها موجود بوده وبه عنوان مجموع میراث فرهنگی عمل می کند ولی آنچه تازه است ترکیب این عواماً درالگوی جدید است.(سام خانیان،1387،ص15).
تلاشهای خلاقیت وسیله ای برای نوآوری است خلاقیت بیشتر یک فعالیت فکری وذهنی است ونوآوری بیشتر جنبه عملی دارد در حقیقت محصول نهایی عمل خلاقیت است.(خان زاده، 1355،ص29).
خلاقیت عبارت است ازتوانایی عبور از مرز دانسته ها که محدوده عادی است با مزر ندانسته هاست، کسانی مثل گارنرخلاقیت را بالاترین شکل کاربرد تیز هوشی تعریف کرده اند وعده ای دیگرنظیر تورانس آن رامستقل از ضریب هوشی بیشتر از120 ومعتقدند که خلاقیت با ضریب هوشی کمتر از120 همبستگی دارد.(لاری ،1372،ص25).
پاپالیا (1988) خلاقیت راتوانایی دیدن چیزها دریک نظر نو وغیر معمولی،دیدن مشکلاتی که هیچ کس دیگر امکان تشخیص بودن آنها را نمی دهد وسپس ارائه رهیافت های جدید غیر معمولی واثر بخش می داند(فیشانی ،1377،ص17).
یک متفکرخلاق سعی می کند که چیز جدیدی را ابداع کند یک نقاش خلاق سعی می کند که ایده ها واحساسات هیجانی را به شکلی بیان کند که برای بینده جدید باشد واو را تحت تأثیر قرار دهد یک نویسنده یا شاعر خلاق سعی می کند که همین کار رابرای خوانندگان انجام دهد.دانشمندان خلاق در مورد اکتشافات خود ودیگران می اندیشند وسعی می کنند روشهای جدیدی را برای مطالعه طبیعت ابداع کنند،اصولی را بیان کنند که دربرگیرنده پدیده ها باشد.راه حل های خلاق برخلاف راه حلهایی معمولی راه حلهایی هستند که تاکنون کسی آنها رابیان نکرده است وازآنها استفاده ننموده.یکی ازنتایج تفکر خلاق ممکن است این باشد که راه وروش جدیدی را برای مفهوم ساز ی وبیان جهان اطرافمان مطرح می کند مهمترین خصوصیت تفکر خلاق “جدید” بودن آن است (علوی،1379،ص153).
به نظرمی رسد قسمت زیادی ازتفکر خلاق به صورت ناخودآگاه انجام می پذیرد ظهور ناگهانی تفکر جدید رابینش می گویند(همان منبع،ص154).
تفکر خلاق تفکری است که درآن فرد به حل مشکلات سخت وبه ظاهر حل نشدنی پرداخته واینکه برای مسائل حل نشده گذشته راه حلهای تازه ای می یابد معمولاًاین نوع تفکر به ابداع واختراع منجر گشته ونتیجه آن نوآوریهای علمی هنری،کشاورزی صنعتی وهمچنین پیدا کردن بینشهای جدید در مسائل مختلف سیاسی،کشاورزی،صنعتی اجتماعی واقتصادی می باشد.داشتن تفکرخلاق وگرایش به خلاقیت از بارزترین توانایی های انسان وارزشمندترین هدف تربیتی درهر جامعه همان پرورش خلاقیت است چون تربیت خلاقیت درهر جامعه ارتباط تنگاتنگی با پیشرفتهای اقتصادی اجتماعی وفرهنگی دارد.نکته ای که مربیان ومعلمان بایستی درفرآیند پرورش تفکر دانش آموز مورد توجه قرار دهند این است که نباید موقعیت کارخود را شخصاً انتخاب کنند معلمان باید شدیداً به این مسئله توجه کنند که تفکر امری نیست که معلم به دلخواه به دانش آموزان تحمیل کنند،اما ایجاد موقعیت های خوب ومطلوب وفرصت مناسب برای اندیشیدن ازوظایف اصلی آنان بخصوص معلمان با تجربه است
وکیلییان،1385،ص175).
خود خلاق:

مطالعات وتحقیقات پی گیر آدلر سرانجام اورا صاحب این عقیده کرد که شخصیت آدمی فقط از استعدادهای غریزی وارثی وتأثیرات محیط خارجی وفعل وانفعالاتی که حاصل می کنند تشکیل نمی شود بلکه در میان خلاقیت وابتکاری هم در کار است به این معنی که آدمی برای ارضای تمایل برتر جویی خود عوامل زیستی واجتماعی را در تجارب تازه وفعالیت های ابتکاری مورد استفاده قرار می
دهد،این ابتکار وخلاقیت مظاهر”خود اخلاق “هستند(همان منبع،ص176).
خود اخلاق با همه شباهتی که با شیوه زندگی دارد بجز آن است.شیوه زندگی بخودی خود جنبه ی واکنشی ومکانیکی دارد در صورتی که خود خلاق میان محرکهای خارجی وپاسخ هایی که باید به آنها داده شود قرار دارد ودر چگونگی وصدور پاسخ ها دخالت می کند یعنی ابتکار به خرج می دهد.
شیوه زندگی کسان دیگر فرق دارد می سازد.به ابتکار وخلاقیت می پردازد وچیزی را که نبوده است به وجود می آورد.طبق این نظریه هر کس معمار و سازنده بنای شخصیت خویشتن است واین بنا رابا مواد خام وراثت وتجارت زندگی به وجود می آورد،هم پدیدآورنده هدف است هم ایجادکننده ی وسائل
نیل بدان به عبارت دیگر آدمی می تواند حاکم بر سرنوشت خود باشدنه محکوم آن(سپاسی،1384،ص120).
تعریف متعدد از خلاقیت:
آمرزش چگونه اندیشیدن خصوصا اندیشیدن انتقادی وخلاق وچگونگی حل مسأئل از جمله هدف های آموزش وپرورش است اما ما نمی خواهیم دانش آموزان ودانشجویان گفته های یا نوشته هارا حفظ کنند بلکه انتظار واصرار داریم در باره آنها بیندیشند تا خود نیز به نکات تازه ای دست یا بند وفقط به انها بیندیشند نه آنچه که از دیگران گرفته اند.خلاقیت صفت یا فرایندی است که هر محصول دارد،تا حدی از آن را ابراز کند(شعاری نژاد،1380،ص351).
خلاقیت توانایی اینکه به هر چیزی آن چنان که دیگران نگاه می کنند اما در آن چیزهایی را ببینیم که دیگران نمی بینند،خلاقیت دریافتن وشناختن آنچه که دیگران درنیافته ونشناخته اند.کشف راها وروش های تغییر دارد که دیگران متوجه آنها نشده اند.خلاقیت مستلزم تفکر متفاوت اندیشیدن است.خلاقیت توانایی کوشش برای آزمون سایر روشها وشیوه ها خلاقیت فرایندی است که در برخورد با مسائل پیذا می شود واز غیر منتظره ناشی می شود(همان منبع،ص352).
ورتون:خلاقیت راتوانایی درایجاد اندیشه ها نظریه ها،بینش ها واشیاء جدید وبازسازی مجدد درعلوم و سایرزمینه ها می دانن که محور اصلی تعریف ورتون همان تازگی و ارزش است (همان منبع ،ص353).
اشتنبرگ:تفکر خلاق راقدرت ابتکار انعطاف پذیری وحساسیت دربرابر نظریاتی می داند که یادگیرنده را قادر می سازد خارج ازتفکر نامعقول به نتایج متفاوت وموادی بیندیشد که حاصل آن رضایت شخص وخشنودی دیگران خواهد بود درفرهنگ روانشناسی ها آمده است که خلاقیت همان تمایل به ذوق وابداع گری است که درهمه افراد به طور بالقوه وجود دارد که با محیط اجتماعی وفرهنگی ارتباط دارد .شرایط مناسب لازم است که این تمایل طبیعی به خود شکوفایی برسد (خان زاده،1355،ص50).
مایروایزیرک:تعریف ساده وروشنی ازخلاقیت ارائه می دهد.خلاقیت توانایی حل مسئله ای است که قبلاً آنها رانیاموخته است.این تعریف شامل دوعنصر است:1- راه حلی که مسئله را حل کند2- این راه حل برای کسی که مسئله را حل کند تازه باشد(همان منبع،ص51).
خلاقیت ازدیدگاه فروید:
فروید بنیانگذارروانکاوی نظرات متفاوتی رادرارتباط با منبع وخاستگاه خلاقیت ارائه میدهدکه عبارت
است از:1- منبع خلاقیت همان تضاد است .2- خلاقیت افکار واندیشه های تازه درتقلیل واضطراب ناشی ازتضاد تأثیردارد.3- تفکرخلاق شکل عالی تخیلات آزاد و بازی های دوره کودکی است.
4- فرد مبتکروخلاق معمولاً افکار وعقاید تازه را می پذیرد.5- تجربیات دوران کودکی درپیدایش افکار تازه کاملاً تأثیر دارد،این افکار ادامه همان تجربیات پیشین آنهاست(فیشانی،1377،ص68).
خلاقیت از دیدگاه گیلفورد:
گیلفورد خلاقیت رابا تفکر واگرا(دست یافتن به رهیافتهای جدید برای حل مسأله)در مقابل تفکر همگرا (دست یافتن به پاسخ صحیح)مترادف می دانست.درنظریه گیلفوردتفکر واگرااز چند عامل مختلف تشکیل یافته که به شرح زیر است:
سیالی(روانی):تولید تعدادی اندیشه دریک زمان معین.
انعطاف پزیری (نرمشی):تولید اندیشه های متنوع وغیرمعمول وراه حل های مختلف برای یک مسئله.
تازگی(اصالت):استفاده ازراه حل های منحصر بفرد ونو.
گسترش(بسط):تولیدجزئیات وتعیین تلویحات وکاربرد ها .
ترکیب:کنار هم قرار دادن اندیشه های ناهمخوان.
تحلیل:شکستن ساختارهای نمادین به عناصر تشکیل دهنده.
سازمان دادن:تغییرشکل دادن طرح ها،کارکردها ومواداستفاده(سیف،1382،ص41).
خلاقیت از دیدگاه والاس:
فرایند خلاقیت از دیدگاه والاس به 4مرحله زیر تشکیل می شود:
1-آمادگی:مرحله ای است که در آن هم جوانب مسأله مورد تحقیق وبررسی قرار می گردد ودراصل دوره ای ازشناسایی مسأله وجمع آوری حقایق به شمار می رود یکی ازروشهای مفید دراین زمینه مطالعه عقاید ونظرات دیگران درباره آن موضوع است فرد با آشنایی با نظرات دیگران ومراحلی که
طی کرده اند بسیاری ازواقعیتها ومشکلات وموانعی را که درکار خودوجود دارد بهتر درک می کند اما بعد ازآن برای رشد افکار خویش باید نظریه های دیگران را رها نماید(همان منبع،ص42).
2- نهفتگی:دراین مرحله ظاهراً نوعی توقف درکارها دیده می شود وفرد هیچ گونه تلاش برای رسیدن به نتیجه انجام نمی دهد دراین مرحله ممکن است حتی راجع به خود مسأله هم فکر نشود وبعضی ازروانشناسان معتقدند که دراین مرحله ذهن ناخودآگاه آن رادنبال می کند.گاهی دیده شده بعضی از افراد مسئله ای را که روی آن کار می کنند به عمد کنار می گذارند وبه فعالیت های دیگران می پردازند تا برای حل مسئله آمادگی کافی به دست آورند.
3- اشراق : این مرحله درفرایند خلاقیت جایگاه خاصی دارد دراین مرحله فرد خلاق اندیشه،مفهوم یا راه حل مسأله رابه طور ناگهانی درمی یابد فرد خلاق ودرطول کار طبیعتاً با موانعی برخورد می کنند که کار او را دچار وقفه می سازد وامکان هرگونه پیشرفت را از او سلب می کند ولی ناگهان موضوع روشن می گردد وفرد می تواند همه موانع را از سرراه بردارد(همان منبع،ص43).
4- اثبات:مرحله ای است که درآن ایده ای که طی سه مرحله قبلی به دست آمده است مورد سنجش قرار می گیرد تااعتبار یا عدم اعتبار آن معلوم شود گرچه این مراحل عموماً رعایت نمی شود اما بدین معناست که آنها راباید بطور تغییر ناپذیری درهروله اتفاقی بیفتد یا اینکه دریک توالی زمانی روی بدهد هر مرحله ممکن است نمایان گرها ویا سالها طرح ریزی یا مطالعه باشد درحالی که درسایر موارد این مرحله می تواند دریک روز اتفاق بیفتد به اعتقاد جیمز گالاگر(1974) همه آنهایی که افراد خلاق رامورد مطالعه قرار می دهند با این نظر موافقند که دراین فرایند یا توالی مراحلی وجود که فرد خلاق دراعمال خلاقه اش آنها راطی می کنند اگرچه تاکنون واژه های بسیار گوناگون برای توصیف این مراحل بکار رفته است اما واژه های پیشنهادی والاس(1926) بیشترین کاربرد رایافته است.همان طور که گفته شد والاس فرایند خلاقیت راشامل چهار مرحله می داند(آمادگی ،نهفتگی،اشراق،اثبات) بر
اساس این چهارمرحله می توان جدولی شناختی می باشد.عامل شخصیتی دریک متخصص دارای تفکر واگرا چنان است که احتمالاً تاحدودی فردی ناهماهنگ محسوب می شود که تشخیص آن برای دیگران ممکن نیست(گالاگار،ترجمه مهدی زاده،1368،ص62).
عمل فکری عمده درمرحله ای اثبات، تفکرهمگرا وارزشیاب احساس می کند که با قضاوت کردن در ایده ها واشخاص نیازمند است با اعتقاد گالاگر(1974)دلیل متقاعد کننده ای وجود دارد که توجه بیش از حد به هر یک از این مانع از رشد استعدادها در مراحل دیگرشود به عنوان مثال ،استعدادعالی در تفکر همگرا احتمالا موجب آن می شودکه فرد در اظهار نکردن مردد باشدمگر آنکه دلیل محکمی برای نظریاتش وجود داشته باشد،دانش آموزی که از روی عادت با این تعریف پاسخ می دهد یقینا” شخصیت یا نگرش لازم برای تن دادن به خطر راکه مستلزم تفکر واگراست به دست نخواهد آورد وبا همین نمو فردی که در تفکر واگرا متخصص می شودممکن است آنقدر به نامرتبتی دچار شود که قادریا علاقمند نباشدکه هیچ یک از این مراحل (که ظاهرادرلحضه معین از زمان احتیاج است)تقویت کنیم.درجدول (1-2)ملاحظه می شود که عوامل شخصیتی ونگرش مورد لزوم برای خوب اجرا کردن
فردی که سخت کوش،صمیمی دارای انگیزه های عالی است می توان با جمع آوری حقایق واطلاعات شخصیتی یا نگرش مورد لزوم در یک متخصص حافظه شناختی چنان است که نیاز اوبه درست بودن ومورد تأیید قرار گرفتن از پاسخهای غیرعادی،منفرد دورازمسیراصلی می باشد خطراحمق جلوکردن را(چیزی که درتفکرواگرا باید پذیرا شود) برای او غیرقابل تحمل است به مقدار زیاد ازمنابعی مانند کتابهای مرجع ودایره المعارفِ ضمیر خود رانشان داده اما عامل اوفقط با جمع آوری حقایق موافق است،زیرا این برای کسب یک منزلت فکری خاص روش بسیار مطمئن وتأیید شده است عمل فکری عمده درمراحل نهفتگی واشراق تفکر واگرا است دراینجا فرد سعی می کند،دیدی تازه نسبت به مطالبی که جمع آوری شده است پیدا کند طریقی تازه برای سازمان بندی آن بیابد وبه آن یگانگی دست یابد.که قبلاً آن را درک نکرده است.این فردرامکلف می کندکه یک رشته پرسشهای فکری داشته باشد وازاشتباه نهراسد،مراحل آمادگی واثبات تا حدودی متفاوت با عوامل شخصیتی ونگرشهای مورد لزوم برای خوب اجرا کردن مراحل آمادگی واثبات تا حدودی متضاد با عوامل شخصیتی ونگرشهای مورد لزوم درمراحل نهفتگی واشراق می باشد درواقع تنها یک فرد استثنایی توانایی آن را دارد که یکی ازاین استعدادها را به نفع دیگری مسکوت بگذارد وشاید به این علت است که فرد واقعاً خلاق درفرهنگ دیگرنادروکمیاب است حکم کمیاب رادارد(همان منبع،ص64).
مراحل فرایند خلاقیت
قالب مورد نیازعمل فکری عمدهعامل شخصیت یا نگرش مورد نیازآمادگی
مرتب به خوبی سازمان یافته حافظه شناختی سخت کوش،توجه مداومنهفتگی
نامرتبتفکر واگراآزادی فکریاشراق
اغلب مخشوش ونامنسجمتفکر واگراریسک کردن،تحمل شکست وابهاماثباتمرتب،به خوبی سازمان یافته به هرروش بیان شدهتفکرواگرا،
تفکرارزشیابانضباط فکری،پیروی ازیک توالی منطقی

جدول(1-2):انتظار ما درمورد مراحل مختلف فرایند خلاقیت
اهمیت خلاقیت:
شاید قدری شگفت انگیز باشد اما زندگی بدون خلاقیت مشکل وطاقت فرسا است،اگرازبلندترین مکان زندگی کنونی به گذشته نگاهی بیندازیم درخواهیم یافت که زندگی کنونی چقدر از نظر امکانات وتجهیزات باگذشته تفاوت کرده است(پیرخالقی،1387،ص38).
خلاقیت موضوعی غریب وناآشنا نیست که برای وجودآن نیاز به استدلال باشد،خلاقیت به عنوان استعدادی قدرتمند درنهاد آدمی ازهمان دوران کودکی وجود دارد بااین حال خلاقیت درمراحل ابتدایی زندگی تکامل یافته نیست وبه دلیل نیازبه توجه،هدایت وتربیت دارد(همان منبع،ص14).
مبانی روانشناسی خلاقیت:
آثارفیزیکی درفرایندآفرینش تصورات،شکلی پویا وسازمان یافته ای است که پس ازدرک مستقیم تاحدودزیادی قابل کنترل است.این پیش نیازآگاهانه بودن امرخلاقیت درمغزاست.نزدیکترین وحقیقی ترین چکیده را”هانری پوانکار” ریاضی دان معروف فرانسوی نوشته است که می گوید:”حین کارناخودآگاه امکان ندارد یابه هرحال مثمر ثمرنیست مگرآنکه قبل وبعدش همراه بادوره ای ازکارآگاهانه باشد.
(اکس اس،اسبورن،1992)
استدلال لارنس گوبی به این بودکه فقط قسمت نیمه آگاه دارای انعطاف لازم برای تفکراست واعتقاد داشت که قسمت ناخودآگاه غیرقابل انعطاف وکودن است.(فیشانی،1377،ص62).
کارل راجرز تئوری شخصیت رابرای بررسی خلاقیت مورد استفاده قرارمی دهد بااین کار وی برباز فکری روانی بر زیانهای ارزیابی که منجربه اتخاذ دفاعی می شود واهمیت این موضوع که شخصیت استقلال قضاوت خود را حفظ کند،تأکید می ورزد. موستا کاس،که ازطرفداران راجرز است وکمک زیادی درتدوین تئوری خلاقیت نموده است براهمیت بازفکرکردن درروابط خلاق بین کودک-
والدین،مربی-کودک،روانکاو-بیمار ونظایر آن تأکید دارد.دراین رابطه های خلاق،والدین،مربی،مشاور یادرمانگر باید تمایل داشته باشند اجازه بدهند که هرچیزی منجر به چیز دیگری گردد.وبا طرف مقابل به عنوانیک شخص رابطه برقرارکنند به عبارت دیگر رابطه خلاق یک رابطه بازاست(همان منبع،ص62).
نظریه های فلسفی خلاقیت:
1-1-نظریه های جهان باستان:
الف:آفرینش گری(خلاقیت)به عنوان الهام خدایی؛یکی ازقدیمی ترین مفاهیم آفرینش گرایی دایر بر این است که آفرینش گر،ازالهام خدایی برخوردار است این مفهوم عمدتاً بوسیله افلاطون عنوان شده است.
ب: آفرینش گری به عنوان دیوانگی : سنت دیگرکه به دوران باستان برمی گردد آفرینش گری راطبیعتاً شکلی ازدیوانگی تلقی می کند.این دیدگاه خودجوشی وغیرعقلانی بودن ظاهری آفرینش گری رانتیجه جنون می داند(کریمی،1381،ص54).
2-1-نظریه های جدید فلسفی:
الف:آفرینش گری به عنوان نبوغ شهودی:دریان دیدگاه آفرینش گری شکلی سلیم وگسترش یافته شهود است.دیده نبوغ دراواخر دوره رنسانس مطرح شد ودرمورد نیروهای خلاق مردانی مانند داوینچی وساری بکارمی رفت.
ب:آفرینش گری به عنوان نیروهای حیاتی:یکی ازنتایج نظریه تکاملی داروین این بود که آفرینش گری انسانی،نماینگر نیروخلاق است که در ذات خود زندگی نهفته است براساس این دیدگاه نیرویی درانسان پدیدار می شودکه آگاهانه آغازگرابداع بوده وهمان نیروی تخیل خلاق است،این نیروی خلاق درنهایت نشانگر فرایند سازمان دهنده ای است که درکل زندگی وجود دارد.
ج:آفرینش گری به عنوان نیروی کیهانی:آفرینش گری به عنوان تجلی نیروی خلاق نهفته درتمامی موجودات نیزتلقی شده است.به گفته وایت هم این آفرینش گری ادراری ویا آهنین است چرا که جهان شامل نهری ازرویدادهای فردی نیست بلکه رویدادهایی است که دربرگیرنده هستی های واقعی می باشد که زاده می شوند،رشد می کند ومی میرند(سام خانیان،1378،ص37).
2- نظریه های عملی خلاقیت:
الف) نظریه روانکاوی:ازدیدگاه روانکاوی،خلاقیت درنتیجه تعارضی است که درذهن ناخودآگاه یانهاد ایجاد شده است.ذهن ناخودآگاه تلاش می کند تا راه حلی برای این تعارض پیدا کند،اگرراه حل با بخشش آگاه یا”خود”هماهنگی داشته باشد،می تواند راه حلی خلاق آمیزباشد ودرصورت ناهماهنگی منجربه بیماری روانی می گردد. روانکاوان جدید معتقدند که خلاقیت ازذهن نیمه آگاه نشأت می گیرد(همان منبع،ص84).
ب)نظریه تداعی گرایی ورفتارگرایی:
برطبق نظریه تداعی گرایی، ارتباط مفاهیم بایکدیگر به تفکر منجر می گردد وقتی مفهومی درذهن می باشد اندیشه مشابه به آن نیز دنبال آن خواهد آمد بنابراین وقتی که فرد با مسئله ای روبرو می شود با تداعی اطلاعات قبلی کهدر ذهن دارد واندیشه تازه ای برای حل مسئله دست می یابد پس می توان گفت خلاقیت عبارتست از هرچه فعال نمودن تداعی ها به صورت ترکیبات تازه ومفید که پاسخگویی الزامات خاص می باشد هرچه عناصر ترکیبات تازه غیر مشابه تر از یکدیگر باشد فرآیند مربوط مربوط خلاق تر خواهد بود(همان منبع،ص91) .
مدنیک براساس نظریه تداعی سه روش برای حل خلاق مسأله ارائه می دهد:
1- اتفاق وتصادف:ترکیب جدید به طور تصادفی واتفاقی به وجود آمده است.
2- شباهت وتجانس:در این حالت شباهت عناصرموجب ترکیب جدید می شود.
3- وساطت:با وساطت عناصر مشترک ترکیب جدید حاصل می شود .
اساس نظریه های رفتارگرایی نیز نشأت گرفته از تداعی گرایی است .اسکیزو وسایر رفتارگراها از جمله وودن رفتار خلاق راعبارت از رفتاری می داند که از طریق تقویت های محیطی فرا گرفته شده است رفتارگرایان برای فرد در تولید خلاق نقش را قائلند آنها براین باورند که محصول خلاق معمولا از راه تغییرات تصادفی به دست می آیند انتخاب آنها به خاطر پیامدهای مثبتشان می باشد نکته دیگر تأکید زیادی است که رفتارگرایان نقش محیط در تحقیق خلاقیت کودکان دارند که دراهمیت نقش محیط در فعلیت یافتن توانایی واستعداد خلاق کودکان مشکلی نیست اما این بدان معنا نیست که می توان نقش عوامل فردی و وراثتی راکاملا نادیده گرفت حتی اگر محیط عامل اصلی رشد خلاقیت باشد باز باید به زمینه های بالقوه ای توجه داشت (ییلاقی،1370،ص78) .
ج) گشتالت وشناخت گرایی:
با توجه به اینکه اساس نظریه شناخت گرایی برمحور روانشناختی گشتالت است لازم است ابتدا دیدگاه گشتالت را مورد بحث قرار دهیم وسپس به نظریه شناختی بپردازیم بنیان تفکر خلاق ودیدگاه گشتالت مبتنی برکلی گرایی است ودرآن پدیده ها درپایه ویژگیهای کلی آن تبیین می شود نظریه اساسی این مکتب پیرامون خلاقیت توسط “ورتایمر”مطرح شده است او معتقد است که تفکر پیرامون حل مسأله باید شکلی داشته باشد یعنی آن موقعیت به عنوان یک کل درنظر گرفته شود ورتایمر علاوه برترکیب دراین که برای تحقیق خلاقیت بایدبه شکلی کلی توجه شود چند شرط دیگررا نیز گوشزد می کند:
1- افراد باید با ذهن بازوبدون پیش داوری با مسأله برخورد کنند.
2- تحت فشار عادات قرارنگیرند.
3- ماشینی عمل نکنند.
4- ارتباط متقابل ساختار وصورت مسأله رابا تعمق درریشه های آن تعیین کنند.
روانشناسان گشتالت حل مسأله ازطریق آزمایش وخطا را ازمحل مسأله بصیرت متمایز می دانند زیرا درآزمایش وخطا آنچه می دانیم به ترتیب استفاده کنیم وآنقدر خطا می کنیم تا بلاخره راه حل مسأله کشف شود درحالی که بصیرت وبینش می توان یک راه حل ناگهانی برای مسأله جدید دست یافت بدون اینکه آزمایش وخطا صورت بگیرد این راه حل جدید ازدانش وتجربه خاص افراد درمورد آن مسأله مستقل است به عبارت دیگر بصیرت مبتنی برفرایند یاست که به طور مستقیم با طبیعت وموقعیت درارتباط است وبا ادراک کل آن شناخته می شود(علوی،1379،ص157).
کوهلر معتقد است که ویژگی بصیرت در درک واحساس روابط موجود درکل موقعیت است بصیرت زمانی حاصل می شود که بعد ازیک تلاش موفقیت آمیز ناگهان یک وهم درتجربه می کنید دراغلب موارد تجربه گذشته ها مانع تفکر خلاق می شود واگر فرد به تجارب گذشته خود متکی باشد مسأله حل نمی شود(همان منبع،ص162).
روانشناسان گشتالت بین فکری که ازتجارب گذشته ها بهره می گیرد با فکرمولدی که چیزهای کاملاً تازه رابدون استفاده تجارب گذشته ایجاد می کند تمایز قائل هستند آنها امیدوار بودند نشان دهند که می توان بدو ن دانش وتجربه خاص گذشته مسائل راحل کنندازدیدگاه گشتالت همه خلاقیت راداریم ولی این سؤال مطرح است که چرا اغلب به روش مولی فکرنمی کنند طبق نظرگشتالتی ها علت این است که حل کنندگان مسئله تلاشهایشان رادربکارگیری تجارب گذشته متمرکزمی کنند دردیدگاه گشتالت علت اینکه افراد نمی توانند 9 نقطه را با چهارخط بدون برداشتن قلم یا مداد ازروی کاغذ به هم وصل کنند این که می خواهند درپایه تجارب گذشته خطهایی بکشند که درمحدوده شکل مربع که نقاط راتشکیل داده است قرار گیرد بنابراین حل مسئله غیر ممکن می شود اما اگراین اثبات فکری شکسته شود به راحتی به جواب می رسند ازنظراین مکتب حل مسأله باسازمان دهی یا بازسازی آن مسأله است.طبق نظر شناخت گرایان،خلاقیت وحل خلاق مسأله به عنوان یک روش تازه درحل مسائل
جدید مطرح است مسائلی که شخص برای آن جواب مشخصی ندارد وقبلاً آن راانجام ویاد نگرفته است شناخت گرایان معتقدند که آموزش خلاق زمانی محقق می گردد که معلم به دانش آموزان کمک کند تا دریادگیری مطالب تازه تجاربی راکه قبلاً آموخته است به موضوع جدید منتقل کند به رغم اشتراک های زیاد شناخت گرایی با نظریه گشتالت دارد دراین زمینه موضعی کاملاً تفاوت دارد تأکید شناخت گرایی براستفاده ازتجارب قبلی دریادگیری هاست.درحالی که نظریه گشتالت آن راکاملاً رد می کند وایزبرگ به عنوان یکی دیگرازشناخت گرایان ضمن ردنظریه نبوغ که خلاقیت راتفکرغیر معمولی می داند معتقد است که خلاقیت همان افکار است که ما هرروزازآن استفاده می کنیم ازنظریه وایزبرگ اغلب این طور به نظر می رسد که اگرتولید خلاق تأثیرغیرمعمول دارد باید ازراه غیرمعمولی نیزایجاد شده باشد درحالی که چنین نیست وما به راحتی می توانیم با استفاده ازروش قدیمی چیز تازه ای ایجاد کنیم ازنظروایزبرگ این دیدگاه بوسیله دو نوع شاهد حمایت می شود،
1.مطالعات آزمایش حل مسأله 2.مطالعات موردی-تاریخی کارهای خلاق همان طور که قید شد مکتب گشتالت برپدیده بصیرت درخلاقیت تأکید خاص دارد بدون شک همه ما هم رادرزمانهای مختلفی اززندگی تجربه کرده ایم اما مسأله این است که موفقیت ما نتیجه جرقه بصیرت که مستقل ازتجربه های گذشته باشد نیست(همان منبع،ص129).
د) دیدگاه انسان گرایی:
دیدگاه انسان گرایی درمورد خلاقیت بادیدگاه روانکاوی تفاوت اساسی دارد زیرا آنها ماهیت بشر راخوب ومثبت می دانند ومعتقدند که هم انسانها به هنگام تولد دارای انرژی قابل توجهی برای خلاقیت می باشند اما آنها محیط راعامل مفید ومؤثری در شکوفایی یا ممانعت ازشکوفایی خلاقیت به حساب می آورند،نکته قابل توجه این است که دیدگاه انسان گراها وروانکاوها دارای یک وجه شباهت ویک تفاوت هستند شباهت آنها دراین است که بین فرد وجامعه نوعی تعارض وجود دارد اما تفاوت آنها در
این است که روانکاوها معتقدند این تعارض بین فرد وجامعه باعث خلاقیت می شود ولی انسان گرا معتقدند که این تعارض مانع ازرشد خلاقیت می گردد(همان منبع،ص158).
مراحل تفکر خلاق:
روانشناسان ازراه مصاحبه وپرسشنامه ومطالعه درگذشته خاطرات ویادداشت های متفکران خلاق نتیجه گرفتند که تفکر خلاق دارای مراحلی است.برخی ازروانشناسان 3 مرحله زیررا نام برده اند:
1.بینش وبصیرت:تعریف دقیق مسأله وگردآوری وتشخیص داده های مربوط ازنامربوط.
2.ترکیب:درهم آمیختن ومتشکل ساختن افکار درراه های نوین،وقتی که داروین نظریه (تکامل) را عرضه کرد همه اطلاعات ازسال ها قبل معلوم بودند زرنگی او این بود که آنها رادریک مفهوم نوترکیب کرد.
3.مقایسه قدیم وجدید:ارزش فکر نو راهنگامی دریافت که با افکار قدیم مقایسه شود(شعاری نژاد،1380،ص353).
برخی دیگر ازروانشناسان برای تفکر خلاق 5 مرحله زیر رامطرح کرده اند:
1.مرحله آمادگی:دراین مرحله شخص اطلاعات وپژوهشهای مرتبط با مسئله راگرداوری می کند.
2.مرحله نهفتگی یا کمون:در این مرحله شخص متفکر به راه حلهای گوناگون می رسد اما نمی تواند راه حل اصلی رادریابد،به نظرروانشناسان دراین مرحله قسمت ناخودآگاه ذهن بیشترفعال است به اصطلاحی که امروزه بکار می رود وازصنعت کامپیوتر گرفته می شود(پردازش زمینه)است به این معنا که شخص دنبال راه حل است ولی فوراً آن راآشکار نمی کند.
3.مرحله روش سازی(اشراق):دراین مرحله شخص راه حل ممکن راکشف می کند همانند مرحله بینش است که قبلاً ذکرشد.
4.مرحله اثبات وتأیید: دراین مرحله را حل پیدا شده مورد استفاده قرار می گیرد وشخص اندیشمند
مسئله مورد نظرش راحل می کند.
5.مرحله بازبینی:گاهی ممکن است که شخص برای اطمینان کامل ازدرستی راه حل پیدا شده آن را مورد بازبینی قراردهد(همان منبع،ص354).
عوامل رشد خلاقیت:
بحث های زیادی درمورد انواع موقعیت هایی که تسهیل کننده خلاقیت ونوآوری هستند مطرح است ونظریات متفاوتی نیزدراین باره ارائه شده است.دریک طبقه بندی کلی می توان عوامل مؤثر برخلاقیت را دردودسته کلی فردی ومحیطی یا درونی وبیرونی تقسیم کرد.منظور از عوامل درونی،آن دسته ازعواملی هستندکه ازویژگیهای فردی وشخصی ناشی می شود.
آمایپل(1988) درنتایج پژوهش بسیار وسیع که درمصاحبه از120 دانشمند به عمل آمده است جنبه های شخصی وفردی مطلوب درفرایند خلاقیت ازدیدگاه دانشمندان راشامل؛ویژگیهای شخصیتی متنوع،خودانگیزی،توانایی های شناختی خاص،تمایل به خطر کردن،تخصص دررشته وتجارب متنوع می داند.عوامل محیطی یا بیرونی عواملی هستند که بیرون ازفرد باشد به عبارت دیگر به موقعیتهای مرتبط می شوند که فرد درارتباط به دیگران قرارمی گیرد.عوامل محیطی مؤثربرخلاقیت رامی توان شامل:آزادی،منابع کافی،جومتناسب ووقت کافی دانست(سام خانیان،1378،ص87).
موانع خلاقیت:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

بطورکلی هرفرد باید موانعی راکه دربرابررشد خلاقیت هایش قراردارند اعم ازاینکه درونی باشند یا بیرونی بخوبی بشناسد.اوباید مشخص کند که آیا این موانع درخودش وجودداردیا درخارج موجودند وآیا واقعی هستند یاخیالی؟
موانعی راکه برسرراه تفکرخلاق وجوددارند عبارتنداز:موانع تاریخی،بیولوژیکی،فیزیولوژیکی،اجتماعی وروانی.درذیل آنها رابه تفصیل بیشتری موردبحث قرارخواهیم داد.


پاسخ دهید